تكبّر بر ارزشهاى حقيقى و در نتيجه خواستار برترى و تعالى حتى بر خدا بود ، و موسى ( ع ) در دعوت خود از ايشان دربارهء اين امر تأكيد كرد :
/ 32
وَ أَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
و اين كه بر خدا بلندى مجوييد كه من براى شما برهانى آشكار آوردهام .
و چون فرعون خود را پروردگار برتر براى مردم قرار داده و گفته بود :
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
من پروردگار برتر شمايم » ، « 11 » اين ادعاى وى ادعايى باطل بود كه موسى آن را با حجتها و برهانهاى آشكار باطل كرد .
[ 20 ] و چون موسى ( ع ) پيشبينى مىكرد كه دعوت او رد شود و فرعون و قومش به ستم كردن عليه آن برخيزند ، تأكيد كرد كه او از هيچ كس بيم ندارد ، بدان جهت كه از آنان به خدا پناه برده است .
وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ
و من از اين كه شما مرا سنگسار كنيد به پروردگارم و پروردگار شما پناه بردهام .
اين آيهء كريمه از سياست طاغيان در مواجههء با رسالت و هر گونه فكر مخالف با ايشان ما را آگاه مىسازد ، كه آن سياست سركوبى بوده است ، و بدان سبب كه نمىتوانستند با قوهء بيان و منطق با آن رو به رو شوند ، به منطق زور و قوه مىپرداختند .
شايد در آيه ، تحذيرى نهفته از جانب موسى وجود داشته باشد ، از اين روى كه آنان را بيم داد كه در رو به رو شدن با ايشان به خدا پناه خواهد برد ، و آيا ممكن است كه اگر خدا او را يارى كند بتوانند دستى بر او پيدا كنند ؟ بالطبع هرگز . . .
رجم چنان كه به نظر من مىرسد در باطن خود متضمن از بين بردن شخصيت رسول با شايعه سازيهاى باطل است ، و سپس از بين بردن شخصيت و زندگى او به طريقهاى كه همهء مردم در آن سهيم باشند و خون او به گردن همهء مردم بيفتد و ولىّ او را مجالى براى مطالبهء خون او و مجازات كردن قاتل باقى نماند .
هامش
( 11 ) - النازعات / 24 .