ازاينرو ، خداوند پس از امر به مشاوره به پيامبر مىفرمايد :
« فَإِذا عَزَمْتَ ؛
وقتى تو تصميم گرفتى . . . » .
تاريخ زندگانى پيامبر اسلام حاكى از آن است كه آن حضرت تا چه اندازه به افكار ياران خود احترام مىگذاشت و با اينكه چهرهء حقيقى واقعيات ، از هر نظر در آينه دل او منعكس بود ، و به صلاح و فساد امورى كه به شور و مشورت مىگذاشت ، بيش از ديگران واقف بود ، با اين وصف ، در بسيارى از مسائل ، شوراى نظامى و سياسى تشكيل مىداد و از ياران خود دربارهء مسائل پيچيدهء مورد نياز ، نظر و رأى مىخواست ؛ براى نمونه :
1 . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در بيابان « بدر » پيش از آنكه با سپاه قريش روبهرو شود ، يك شوراى نظامى ، مركب از مهاجر و انصار تشكيل داد و از آنان دربارهء نبرد با مشركان نظرخواهى نمود و ياران او ، اين فضاى آزاد را ديدند كه نظرها گوناگون و متفاوتى ابراز كردند ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، از افكار عمومى پيروى كرد و سپاه را به سوى بدر حركت داد « 1 » .
2 . در نبرد احد ، به هنگامى كه خبر حركت نيروهاى قريش براى گرفتن انتقام كشتهشدگان بدر به سوى مدينه به پيامبر رسيد ، او نحوه مبارزه را و اينكه آيا از شيوهء قلعهدارى پيروى كنند و يا اينكه مدينه را ترك گويند و در بيرون شهر به نبرد بپردازند ، به شور
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 614 .