مشورت نمودن پيامبر ، در درجه نخست سرمشقى است براى ديگران ، كه در مسائل اجتماع استبداد و سرسختى نشان ندهند و به افكار عمومى احترام بگذارند و از افكار سودمند ديگران مدد جويند .
آرى ، جمله
« فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ؛
هرگاه تصميم گرفتى ، به خدا توكل كن » ، حاكى از آن است كه مشورت پيامبر جنبهء مقدماتى داشته و در نهايت ، تصميم با خود او خواهد بود .
در تمام نظامهاى دموكراسى و حكومتهاى آزاد كه حل و فصل امور متكى بر مشاوره است ، در عين حال رئيس واحدى وجود دارد كه پس از آگاهى از نتايج افكار ديگران ، رأى قاطعى اتخاذ مىكند .
مشورت ، تا حدى حجابها و پردهها را كنار زده و دورنمايى از واقع را در برابر انسان ترسيم مىكند ، ولى سرانجام فردى لازم است كه اين افكار مختلف را با هم ارزيابى كند و به طور واقعبينانه ، تصميم بگيرد .
گروهى تصور مىكنند : « تنها مشاوره مىتواند گره مشكلات را بگشايد و يك جمعيت بدون داشتن يك سرپرست قاطع و تنها به مدد شور و مشورت جمعى ، نيز مىتواند كارى را كه آغاز كرده است به پايان برساند و وقفهاى در كار آن ايجاد نشود » ، آيهء فوق بر خلاف اين تصور ، بيان مىدارد كه گواهى مىدهد اختلاف و دودستگى در جلسهء مشاوره ، موجب ركود و توقف كار مىگردد ؛ سرانجام رئيس و سرپرستى لازم است كه پس از مشاوره ، رأى قاطعى اتخاذ كند .