نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا ؛
« 1 »
افرادى كه خدا و پيامبران او را انكار كردهاند و مىگويند : به بعضى ايمان مىآوريم ، و بعضى ديگر را قبول نداريم و مىخواهند راهى ميان اين دو انتخاب كنند ؛ اينان در حقيقت همان كافران هستند . »
اين آيه به صورت روشن ، تفكيككنندگان دستورهاى الهى از يكديگر را كافر واقعى و حقيقى خوانده و هرگز در آنها سهمى از ايمان نمىبيند .
هنگامى كه خدا به شيطان دستور داد كه به آدم سجده كند ، او از فرمان خدا سرپيچى كرد و چنين گفت :
« اگر مرا از سجده آدم معاف دارى تو را آنچنان عبادت مىكنم كه هيچ كس پيش از من آنطور عبادت نكرده باشد . « 2 » »
او از يك حقيقت غافل بود كه معنى و روح عبادت و پرستش ، همان تسليم است و آنچه او به خيال خود عبادت مىپنداشت ، عبادت نبود و ارزش نداشت .
بنابراين ، اسلام يك واحد به هم پيوسته است كه به هيچ وجه تجزيهبردار نيست و در حقيقت ايمان به خدا ، ايمان به نبوت پيامبر وى ، ايمان به جانشينان او و عمل به احكام و قوانين آيين او ، يك واحد مركب است كه از امورى تشكيل يافته است و جدايى افكندن
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 151 .
( 2 ) . « لئن أعفيتني من سجدة آدم لأعبدك عبادة لا يعبدها أحد من قبلي . »