استخراج كنند . « 1 »
اينها نمونههايى از امور غيبى است كه بندگان مرضىّ و پسنديده خدا از آن خبر دادهاند و هرگز با اين گزارشها ، شريك خدا محسوب نمىشوند ؛ زيرا اين دو علم از هر نظر با هم متفاوت و مختلفند ؛ علم خدا و اطلاع او از غيب ، ذاتى و غير اكتسابى و ازلى است و محدود به حد و مرزى نيست ؛ اما علم پيامبران و افراد ديگر از بندگان لايق و شايستهء خدا ، همگى اكتسابى و محدود به حدود و قيود است .
امير مؤمنان ، پس از گشودن بصره و درهم شكستن قدرت و نيروهاى پيمانشكنان ( طلحه و زبير ) از حوادث ناگوار آينده بصره خبر داد ، يكى از ياران امام ، به حضرتش عرض كرد : آيا از غيب خبر مىدهى ؟ ! امام در پاسخ او چنين فرمود : « ليس هو بعلم غيب و انّما هو تعلّم من ذى علم ؛ « 2 » فرمود آنچه من از غيب خبر مىدهم ، غيب [ گويى ] نيست كه مخصوص خدا باشد و كسى نتواند بر آن آگاهى پيدا كند ، بلكه آنچه مىگويم آموختهاى است كه از صاحب علم و دانش آموختهام » .
بنابراين ، بسيارى از روايات و احاديث گواهى مىدهند كه پيشوايان مذهبى ما در پارهاى از موارد ، از آينده و امور پوشيده خبر
هامش
( 1 ) . ر . ك : سوره كهف ( 18 ) آيهءهاى 60 - 82 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 128 .