هستم كه نسبت به او خاضعم » .
7 .
« لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ ؛
« 1 »
خدايى جز آنكه بنى اسرائيل به او ايمان آوردهاند نيست و من از تسليمشدگان ( خداى جهان ) هستم » .
دقت در اين آيات حاكى از آن است كه منظور از « اسلام » - با تمام مشتقاتى كه دارد - همان خضوع در برابر خدا و اعراض از هر نوع شرك و دوبينى است .
از آنجا كه يگانهپرستى و ترك هر نوع شرك و توجه به مصنوع ، پايهء تمام آيينهاى آسمانى است ، ازاينرو ، از روز نخست براى بشر ، بيش از يك آيين نيامده و آن هم اسلام است ، چنانكه مىفرمايد :
8 .
« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ؛
« 2 »
آيين ( حق ) در پيشگاه خداوند همان اسلام است » .
9 .
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ ؛
« 3 »
هركس جز اسلام از آيين ديگرى پيروى كند ، از او پذيرفته نمىشود . »
آنجا كه قرآن مىخواهد پيروان انجيل و تورات را براى يك هدف مشترك دعوت كند ، همه را به اسلام دعوت مىكند و حقيقت اسلام را عبارت از آن مىداند كه گرد شرك و بشرپرستى نگردند ،
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 90 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 19 .
( 3 ) . همان ، آيهء 85 .