ناجوانمردانه غافل است و نمىتواند دفاع نمايد ؛ گويا بهسان مردهاى است كه مورد حمله قرار گرفته باشد .
شايد براى بيان همين مطلب چهارم است كه امير مؤمنان عليه السّلام فرد بدگو و غيبتكننده را فردى زبون و بيچاره مىخواند ( زيرا به كسى حمله مىكند كه قدرت دفاع از خود را ندارد ) و مىفرمايد :
« الغيبة جهد العاجز ؛ « 1 »
غيبت كردن و بدگويى نمودن پشت سر مردم ، آخرين تلاش يك شخص ناتوان و عاجز است » .
انگيزههاى غيبت
يكى از علل و انگيزههاى غيبت ، همان رشك و حسد انسان بر شخص ديگر است كه در نبود او بدگويى مىكند ، زيرا موقعيت و شخصيت او موجب ناراحتى وى گرديده ، و از اين طريق مىخواهد از مقام و عنوان او بكاهد .
امام صادق عليه السّلام در كلامى كه به مفضل بن عمر فرموده به اين انگيزه اشاره مىفرمايد :
« من روى على مؤمن رواية يريد بها شينه و هدم مروؤته ليسقطه من اعين الناس ، اخرجه اللّه من ولايته الى ولاية الشّيطان ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ص 36 .
( 2 ) . المحجة البيضاء ، ج 5 ، ص 155 .