دستورالعمل
عارفان و اصل و عالمان بينا ، پرچم توحيد بردوش و مشعل اميد بر دست ، در هر زمان ، مردمان را به صراط مستقيم هدايت و به كوى حقيقت ره مىنمايند . و بر چهره سياه دنيا و جسد پژمرده و راكد آن ، نور نشاط و حركت مىافشانند . عارفان راستين آنهايند : كه معرفت و شوق و خضوع و خشوع ، تمام وجودشان را فرا گرفته است و تمام لحظات زندگى آنها در راه رضا و بندگى خداوند صرف مىشود .
اين عارفان همان عاشقانند كه به عظمتهاى پوشالى و غفلت آفرين ، پشت پا زده و به آن به چشم حقارت نگريسته و بسوى عالم نور و سرور و صدق و صفا در اوجگيرى و عروجند و تجلى عظمت خداوند ، قلب آنان را از آنچه غير از اوست جدا كرده است . و به جرأت مىتوان گفت مقام و مقصدى برتر از اين نمىتوان تصور كرد . لذا براى ديگرانى كه اين عظمت و شكوه را مىبينند و بسوى اين قله و الا مىخواهند پيش روند ، اين سؤال مطرح است كه : اين « سالكان و اصل » و اين « عارفان واله » از كدام راه با چه اعمال و رياضت ، روحيات و اخلاق ، حركت نمودند كه از درد و رنج فراق نجات و در آغوش پر مهر محبوب قرار گرفتند ؟ و از كجا دستور و برنامه تربيتى اخذ كردند كه به آروزى ديرين و مقصد نهائى رسيدند ؟
پاسخ كامل اين پرسشها را در دستورالعملهائى كه گهگاهى اين بندگان قوى دل ، براى مريدان صادق مىنگاشتند مىبايست جستجو كرد . كشف اين راز و درمان اين درد ، در آن گفتهها و دستورالعملها نهفته است ، زيرا آن دستورالعمل ها حاصل يك عمر سير و سلوك و تجربه علمى و عملى مىباشد .
حقيقت و ساختار دستورالعملهاى اخلاقى ، كه از بزرگان دين و عالمان ربانى به يادگار مانده است ، ذكر و اذكار است . اذكار ، در فرهنگ قرآن و عترت ( ع ) كلمات لفظى ، كتبى يا تكوينىاند ، داراى باطنى ژرف و بلند با ظاهرى روان و دلربا جملههاى معبر رسانىاند براى عروج از بستر اسفل به عالم اعلى . اين است كه در زبان قرآن و بيان امامان ( ع ) ، خدا ، ذاكر