سرور غدير خم
آقاسيدعلى قاضى در اواسط عمر روى جهات خاص ، در محله العماره نجف ، در يك خانه كوچك مشغول تزكيه . رياضت نفس بود . هرگاه مطالب عرفانى به ذهنش خطور مىكرد از جهت اين كه مبادا فراموش بكند با هر چيزى كه در دوروبرش بود ، يادداشت مىكرد . حتى با ذغال ، روى ديوار خطوطى را مىنوشت . مجموعهاى از اين يادداشتهاى پراكنده بدون تاريخ ، موجود است كه مربوط به آن دوران مىباشد . آن بزرگوار در روز غدير خم سر از پا نمىشناخت ، لباسهاى فاخر مىپوشيد و در خانه خود جشنى برپا مىكرد و دوستان و آشنايان را به اين مجلس دعوت مىكرد و از مهمانان با ميوه شيرينى پذيرايى مىنمود . در اين جشن ، از يكى از فضلاء درخواست مىكرد كه با صداى بلند خطبه ، غدير خم رسول اكرم ( ص ) ، را بخواند . در حين قرائت خطبه شور و هيجان خاصى در سيماى مباركشان ظاهر مىشد . در اين روز مبارك به ميمنت روز غدير ، شادى وصف نشدنى همراه با روخوانى شعر و مطالب ادبى بر مجلس حاكم مىشد و خود مرحوم آقا سيد على آقا قاضى قصيدههاى فارسى غدير خم را از حفظ بيان مىكرد و باالبداهه اشعارى را در مقام و منزلت آقا اميرالمؤمنين ( ع ) بر زبان جارى مىنمود . « 1 »
صلابت يار
مرحوم آيت الله آقاسيدعلى قاضى به علت علاقمندى به جوار منّور « سيد اوصياء اميرالمومنين » تا آخر عمر نجفاشرف را ترك ننمود ، مگر در چند مورد كه به زيارت ساير عتبات عاليات مانند : كربلا ، كاظمين ، و سامرا مشرف شدند .
همچنين در سال ( 1330 ) جهت زيارت امام رضا ( ع ) به مشهد مقدس عزيمت نمودند ، و حين بازگشت به تهران آمده و در شهر مقدس رى - شاه عبدالعظيم - چند روزى را اقامت كردند . در حين اقامت در شهر رى رسالهاى را مطالعه مىكردند كه در متن آن موضوعى بود كه صاحب رساله برادر خود را ترغيب و تشويق مىكرد كه به شهر مقدس نجفاشرف برگردد . اين مسئله در روحيه مرحوم قاضى خيلى تأثير گذاشت و خود را ملزم نمود كه به زودى به نجف بازگشت نمايد . » « 2 »
هامش
( 1 ) - - همان مأخذ
( 2 ) - همان ماخذ . .