تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر (ع) (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و دانش سرشار و مكارم اخلاقى آن‌حضرت اطلاع داشتند و كرامات بسيارى را از آن‌حضرت مشاهده كرده بودند . در كتاب بحارالانوار آمده است كه عامرى گفت : هارون الرشيد كنيزى خوش سيما به زندان امام موسى كاظم فرستاد تا آن‌حضرت را آزار دهد . امام در اين باره فرمود : به هارون بگو : ( بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ) « 1 » . « بلكه شما به هديه خود شادمانى مىكنيد . » مرا به اين كنيز و امثال‌او نيازى نيست . هارون از اين پاسخ خشمگين شد و به فرستادهء خويش گفت : به نزد او برگرد و بگو : ما تو را نيز به دلخواه تونگرفتيم وزندانىنكرديم و آن كنيز را پيش‌او بگذار و خود بازگرد . فرستاده فرمان هارون را به انجام رساند و خود بازگشت . با بازگشت فرستاده ، هارون از مجلس خويش برخاست و پيشكارش را به زندان امام موسى كاظم روانه كرد تا از حال آن زن تفحّص كند . پيشكار آن زن را ديد كه به سجده افتاده و سر از سجده برنمىدارد و مىگويد : قدوس سبحانك سبحانك . هارون از شنيدن اين خبر شگفت‌زده شد و گفت : به خدا موسى بن جعفر آن كنيز را جادو كرده است . او را نزد من بياوريد . كنيز را كه مىلرزيد و ديده به آسمان دوخته بود در پيشگاه هارون حاضر كردند . هارون از او پرسيد :
هامش
( 1 ) - سورهء نمل ، آيهء 36 .