ششم - بدهكاران :
1 - بدهكاران كسانى هستند كه بدهىها بر آنان متراكم گشته ، به اندازهاى كه از پرداخت آن ناتوان شدهاند . پس زكات به آنان داده مىشود هر چند بتوانند مخارج سالانهء خود را هم تأمين نمايند .
2 - در بدهكار شرط است كه بدهى خود را در راه معصيت خداوند مصرف نكرده باشد و گرنه از سهم بدهكاران به او داده نمىشود هر چند جايز است از سهم فقرا براى تأمين مخارج او داده شود و اگر او آن را براى اداى بدهكاريهايش مصرف كند مربوط به خود اوست .
3 - اگر بدهكار ، در مصرف كردن بدهى خود در راه گناه معذور باشد ، مانند كسى كه از روى جهل ( ناآگاهى ) يا اضطرار ( ناچارى
) و يا فراموشى اين كار را كرده باشد ، دادن زكات به او اشكال ندارد .
4 - اگر زكات را به بدهكارى بدهد و بعد معلوم شود كه او بدهى خود را در معصيت مصرف كرده ، يا اصلًا بدهكار نبوده و يا اينكه طلبكار او را بخشيده است ، زكات از او برگردانده مىشود .
5 - اگر بدهكار از پرداخت ديونش ناتوان باشد ، طلبكار مىتواند دَين او را از زكات حساب كند ، هر چند او فقير نبوده و مخارج سالش را داشته باشد .
هفتم - سبيل اللَّه :
سبيل اللَّه ( راه خدا ) همهء كارهاى نيك و خير را شامل مىشود