تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام زكات و فقه صدقات (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ليلته » . ثمّ قلت : « وإنّي افتتحت خروجي بصدقة ؛ فهذا خير لك من علم النجوم » « 1 » . بين من و مردى ، زمين مشتركى بود كه بايد تقسيم مىكرديم . آن مرد ستاره‌شناس بود و ساعت سعد و نيك را انتظار مىكشيد تا در آن ساعت خارج شود و من در ساعت نحس و شوم خارج شوم . زمين را تقسيم كرديم و بهترين قسمت به من رسيد . آن مرد دست راستش را به دست چپش زد و گفت : هرگز مثل امروز را نديده بوديم . گفتم : « واى بر تو چه شده ؟ » گفت : من ستاره‌شناسم . تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن تو شد . گفتم : « آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد . فرمود : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه دوست دارد خداوند شومى روزش را از او دفع كند ، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند . خدا به وسيلهء صدقه شومى آن را از بين مىبرد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند . » سپس به او گفتم : « من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستاره‌شناسى بهتر است . »
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 6 ، كتاب الزكاة ، باب 12 ، ابواب الصدقه ، ، ص 273 ، حديث 1 .