آنها ) ، از بخششى كه آزارى به دنبال داشته باشد بهتر است و خداوند ، بىنياز و بردبار است . »
اگر شخصى بىنياز و ثروتمند ، از مال خود به فقيران ندهد ولى با آنان نشست و برخاست كند و خود را يكى از آنها بداند و ا نان را برادر خود بشمارد و سلطهجويى نداشته باشد بلكه اگر اشتباه و خطايى از آنان سر بزند ، مورد عفو و گذشت قرار دهد ، در نزد خداوند به مراتب بهتر از اين است كه به انگيزهء قدرتطلبى و تكبّر و ذليل ساختن و مخدوش كردن كرامت انسانى آنان ، به آنان صدقه بدهد و در ميان مردم حالت طبقاتى ايجاد كند .
قرآن كريم با تبيين اين انديشه ، به مؤمنان هشدار مىدهد كه صدقاتشان ممكن است به طور كلّى نابود شود و بسوزد اگر آنان دراين صدد باشند كه از صدقه به عنوان يك وسيله براى سلطه بر فقرا و محرومان استفاده كنند و دراين صورت صدقات نه باعث رشد و شكوفايى مال و ثروت مىشود و نه موجب جلب رحمت الهى در آخرت .
خداونديكمثل بسيار روشن ارائه مىدهد كه چگونه انسان ، عمل خير خودراباطل مىگرداند ؟ خداوند مىفرمايد : چنين شخصى مانند زمين سخت و كوهستانى و سنگزارى است كه دهقان تنها چند مشت خاك روى آن بريزد تا در آن كِشت كند و بكارد ولى سيل باران بيايد آن چند مشت خاك را ببرد و زمين دوباره به حالت اوّل خود برگردد و غير قابل زراعت شود . شخصى كه انفاق مىكندامّااز آن به منظور شهرت و مقام و قدرت استفاده مىكند مانند همين زمين خشك و سختى است كه
احكام زكات و فقه صدقات (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٢٠