لإحياء العدل . ولَإقامة الحدّ فيه ، أنفع في الأرض من القطر أربعين صباحاً » « 1 » .
« مقصود اين نيست كه باران مىبارد و زمين سبز مىشود بلكه مراد آن است كه خداوند مردانى را برمىگزيند كه زنده مىكنند زمين را بعدل پس زمين با زنده شدن عدل ، زنده مىشود . و اقامه حدود خداوند بر روى زمين سودش بيشتر است از آنكه چهل شبانه روز باران ببارد . »
رهيافت وحى :
شالودهء حكومت اسلامى بر مبناى حقّ - كه در عدالت نمايان مىگردد - و ميانه روى بين هرج و مرج و استبداد ، استوار مىباشد . از سويى براى رهايى يافتن از وضعيّت هرج و مرج مىبايست ولايت الهى حاكميّت يابد ، و از سوى ديگر براى گذر از وضعيّت استبدادى بايد نظام مشورتى ( شورى ) ايجاد شود .
عدالت خداوند متعال در عرصهء سياسى نيز پديدار مىشود ؛ بدينگونه كه همه گروهها ، حتى در هنگام وقوع جنگ بين آنها ، از حقوق عادلانه خود برخوردار شوند و ستم يكى از گروهها بر ديگرى جايز نيست . دربارهء روابط مسلمانان با ديگران نيز همينگونه است ؛ به هنگام صلح با غير مسلمانان بايد بديشان نيكى كرده ، حقوق ايشان را ادا كنيم ، و در زمان وقوع جنگ نمىتوان به ايشان تجاوز كرد ، مگرا ينكه خود ، مسلمانان را مورد تجاوز قرار داده باشند ، كه البتّه دراين صورت نيز ، تجاوز متقابل ، نبايد فراتر از حدّ تجاوز غير مسلمانان رود .
هامش
( 1 ) - تفسير نورالثقلين ، ج 4 ، ص 173 ، و وسائل ، ج 28 ، ص 12 ، باب 1 .