ورزيم . در همين راستا بايد گفت كه مهمترين قاعدهء ثبات نظام خانواده ، دوست داشتن فرزندان مىباشد ، و اينكه ايشان را زينت و گلهاى زندگى محسوب كنيم .
2 - والدين بايد به فرزندان خود خدمت كنند ، چون ، اين كار آيندهء پدر و مادر را تضمين مىكند ، چرا كه خدمت به فرزندان به منزلهى وامى است كه از والدين خود در دوران كودكى مىگيرند و به هنگام نياز پدر و مادر به ايشان باز مىگردانند .
3 - بايد نقش فرزندان را در زندگى خانوادگى و در محيط خانواده نهادينه كنيم ، تا بتوانند چونان سدّى محكم در برابر چالشهاى زندگى تاب آورند . تلاش براى همانند سازى رفتار والدين و فرزندان از مصاديق اين مفهوم به حساب مىآيد .
4 - فرزند دارى مسؤوليتى خطير است ، كه بايد با توكّل بر خدا و با اطمينان و اميد اين مسؤوليّت سنگين را متقبّل شد . اين مسؤوليّت در سه جهت نمود مىيابد : مسؤوليّت بدن ، مسؤوليّت خرد ، مسؤوليّت دل .
الف - مسؤوليّت بدن :
1 - پدران مىبايست خوراك و پوشاك و مسكن و دارو و ديگر وسايل محافظت و نگهدارى از فرزندان را براى ايشان فراهم آورند و به رشد بدن ايشان اهتمام ورزند .
2 - در سطح امّت نيز هر نسل مىبايست براى رفاه حال نسلهاى آينده برنامهريزى كند . بنابراين نمىتوان منابع زير زمينى محدودى مانند نفت و يا همچون جنگلهاى طبيعى و ثروتهاى گوناگون موجود در آنها شامل