دراين راستا پروردگارمان به ما دستور داده تا اگر پيامبرش ما را به آنچه حياتمان مىبخشد فراخواند ، از او فرمانبريم ، حال آنكه خواستهء شايستگان برخوردارى از حياتى نيكو در دنيا و آخرت مىباشد ، كه وسيلهء رسيدن به آن عمل صالح است ، و عافيت يكى از شرطهاى برخوردارى از اين حيات طيّبه است .
احكام :
1 - بىشك نابود كردن زندگى ، قتل نفس ، و از كارانداختن اعضا و قواى جسمانى ، همه اعمالى حرام محسوب مىشوند .
2 - اين حرمت ، حرمت عوامل و ابزارهاى منجرّ به آسيبهاى فوقالذكر را نيز دربردارد . سهلانگارى و اهمال كارى آگاهانهاى كه به مرگ ، نقص عضو و يا از ميان رفتن نيرويى از نيروهاى انسان منجرّ شود ، و همچنين مبادرت ورزيدن بهخودكشىاز جملهء اين عوامل حرام برشمرده مىشوند .
3 - حرمت انداختن خود در ورطهء هلاك و نابودى ، چهبسا نزد عرف به معنى لزوم محافظت از جان مىباشد . از اين رو هركس آگاهانه در حال قدرت و توانمندى در حفظ جان خود كوتاهى ورزد و از سوى عرف ، خود نابود كنندهء جانخود محسوب شود ، مرتكب فعل حرامى شدهاست .
4 - بر مبناى اصل وجوب حفظ نفس ، رعايت نكات بهداشتى و انجام مراحل عملى برخوردارى از سلامت ، به اندازهاى كه حفظ نفس از نابودى و ايمنى اعضا و قواى جسمانى بطلبد ، واجب و الزامى محسوب مىشود .
احكام شريعت پيرامون حيات طيبه يا زندگانى پاك (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٣٧