فاعل گناه به گناه بودن آن فعل را يادآور شده بوديم . در واقع تنها دراين صورت است كه بر فاعل مىتوانيم اطلاق گناهكار كنيم .
ب - وجود قصد و خواست و ارادهاى معطوف به انجام گناه نيز يكى از شرطهاى تحقّق گناه مىباشد . آنچه از شريعت آسان ما برمىآيد اين است كه ، نمىتوان مُكره ( كسى كه به كارى مجبور شود ) ، مضطرّ ( آنكه ناچار به انجام كارى شود ) ، و آنان كه براى قصدشان نمىتوان اعتبارى قايل شد همچون مجنون و كودك و كسى كه در خواب بسرمىبرد را به اعمالشان مؤاخذه كرد .
ج - يكى ديگر از اركان گناه ، آن است كه گناه از سوى خود شخص و نه كس ديگر صادر شود . بنابراين نمىتوان كسى را به سبب عملكرد فرد ديگر گنهكار ( يا مجرم ) شمرد ، هرچند دوست يا خويش فرد گنهكار باشد .
د - گناه بايد در جهان خارج به وقوع پيوندد ، و اراده كنندهء گناهى كه به هر دليلى به انجام گناه موفّق نشود ، گناهكار يا مجرم محسوب نمىشود ، چون ، خواستى كه به فعليت منجرّ نشود تأثيرى دربرندارد .
احكام شريعت پيرامون حيات طيبه يا زندگانى پاك (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٨٧