از اين آيه استفاده مىكنيم كه :
الف - دوست داشتن زن از غرايز اساسى مردم است و كسانى كه با اين دوستى مخالفت ورزند در واقع با فطرت سالم مخالفند .
ب - اين دوستى بايد در محدوده ايمان به خدا و روز رستاخيز باشد و نبايد بر حب مؤمن نسبت به خدا و عمل صالح او غلبه پيداكند .
ج - آدمى بايد بين حب غرايز مشروع وحب خداوند سبحان جمع كند .
2 - يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيراً وَ نِسَاءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً « 1 » .
« اى مردم از « مخالفت » پرورگارتان بپرهيزيد . همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد ؛ وهمسر او را « نيز » از جنس او خلق كرد ؛ و از آن دو مردان و زنان فراوانى « در روى زمين » منتشر ساخت . و از خدايى بپرهيزيد كه « همگى به عظمت او معترفيد ؛ » وهنگامى كه چيزى از يكديگر مى خواهيد نام او را مىبريد . ونيز از « قطع رابطه » با خويشاوندان خود بپرهيزيد . زيرا خداوند مراقب شماست . »
از اين آيه بينشهاى زير را به دست مىآوريم :
الف - زن از جنس مرد آفريده شده ، پس آن دو به رغم اختلافاتشان يكديگر را كامل مىكنند ، وبدين ترتيب است كه مرد به زن وزن به مرد گرايشدارد .
ب - پيوند زناشويى بين زن و مرد ، ونيز پيوند خويشاوندى - بهطور عموم - پيوندى فطرى است و بايد در آن تقواى خدا را در پيشگرفت و آن را حفظ و نگهدارى كرد و حقوق الهى را در آن در نظرداشت .
3 - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ « 2 » .
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخرهكنند ، شايد آنها بهتر از اينها باشند ؛ و نه زنانى زنان ديگر را ، شايد آنان بهتر از اينان باشند ؛ ويكديگر را مورد
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 1 .
( 2 ) - سوره حجرات ، آيه 11 .