تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
المعصية فعند ذلك تقول استغفر اللَّه » « 1 » . « مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى كه استغفار چيست ؟ استغفار درجه بلند پايگان است ، و آن شش مرحله دارد : اوّلين آنهاپشيمانى از گذشته است . دوّم تصميم بر بازنگشتن به گناه است . و سوّم اين است كه حقوق مردم را بپردازى تا صاف و پاك فارغ از حق‌ديگران خداى را ملاقات كنى ، و چهارم اينكه هر واجبى را كه ترك كرده‌اى ادا نمايى ، و پنجم تلاش كنى آن گوشتى كه بر گناه روييده ، باتحمّل حزن و اندوه ، آن را ذوب كنى تا آنجا كه پوست به استخوان بچسبد و بين آن دو گوشت جديد برويد . و ششم اينكه رنج طاعت وعبادت را بر بدنت بچشانى همانطور كه شيرينى معصيت را بر او چشانده‌اى پس از انجام اين مراحل بگو : استغفر اللَّه . » 19 - امام صادق‌عليه السلام فرمود : « إنّ رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله كان يتوب إلى اللَّه ويستغفره في كلّ يوم وليلة مأة مرّة من غير ذنب ، إنّ اللَّه يخصّ أولياءه بالمصائب ليأجرهم عليها من غيرذنب » « 2 » . « پيامبر خداصلى الله عليه وآله در هر شب و روز ، بدون گناه ، يكصد بار توبه مىكرد و از خدا مغفرت مىخواست . خداوند براى دوستان خود ، بدون اينكه گناهى انجام بدهند ، مصيبتها و رنجهايى قرار داده است تا در مقابل ، به آنها پاداش بدهد . »

چگونه توبه كنيم و چگونه از پروردگار آمرزش بخواهيم ؟

توبه آداب خاصى دارد كه اگر شخص توبه كننده به آنها عمل كند ، به استجابت نزديكتر خواهد بود . در روايات ذيل بخشى از اين‌آداب را مىخوانيم ؛ مانند : وقت توبه و طلب آمرزش كه در سحر باشد و بلا فاصله بعداز ارتكاب گناه يا در همان روز و در هنگام طلوع‌فجر و غروب خورشيد انجام شود ، و هر زمانى كه از او گناهى سرزند ، استغفار كند هر چند آن گناه بارها هم از او تكرار شده باشد و هر چند بعداز بيست سال ، و هر موقعى كه مصيبتى بر انسان وارد مىشود هم بايد استغفار كند ، زيرا آن مصيبت يكنوع يادآورى وهشدار براى اوست ، و شخص مؤمن از فرصتها استفاده مىكند و استغفار مىجويد و عمل صالح انجام مىدهد پيش از آنكه فرصت فوت‌شود ، و مستحبّ است در هر روز هفتاد بار استغفار كند ، مخصوصاً در زمانى كه علايم مرگ هم در وجود او بروز مىيابد ، و شخص‌مؤمن همواره خويشتن را مورد محاسبه و ارزيابى قرار مىدهد تا توبه كند ، زيرا او به خوبى آگاه است كه ايام عمر او چگونه مىگذرد ولذا
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 87 ، ص 361 ، حديث 4 . ( 2 ) همان ، باب 92 ، ص 368 ، حديث 5 .