در توبه سفارشها و آدابى وجود دارد كه در احاديث شريف آمده وپارهاى از آنها را نقل مىكنيم و از خداوند مىخواهيم كه به ماتوفيق عمل به آنها را عنايت فرمايد :
1 - معاويه بن وهب مىگويد : از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود :
« إذا تاب العبد توبة نصوحاً أحبّه اللَّه فستر عليه في الدنيا والآخرة ، قلت : وكيف يستر عليه ؟ قال : ينسي ملكيه ما كتبا عليه من الذنوب ، ويوحي إلىجوارحه : اكتمي عليه ذنوبه ، ويوحي إلى بقاع الأرض : اكتمي ما كان يعمل عليك من الذنوب ، فيلقى اللَّه حين يلقاه وليس شيء يشهد عليه بشيء منالذنوب
» « 1 » .
« اگر بندهاى توبه خالص كند خداوند او را گرامى داشته و در دنيا و آخرت ، گناهانش را بپوشاند . گفتم : چگونه بر اومى پوشاند ؟ فرمود : خداوند فراموشى مىدهد دو فرشتهاش را از آنچه براى او از گناهان نوشتهاند ، و به اعضاى بدنش وحى مىكند كه گناهانش را كتمانكنند ، و به اطراف زمين وحى مىكند كه مخفى كنيد آن گناهانى را كه بر روى شما انجام داده است . پس او خدا را ملاقات مىكند در حاليكهچيزى نيست كه به گناهان او شهادت دهد . »
2 - حضرت علىعليه السلام فرمود :
« تعطّروا بالاستغفار لا تفضحنّكم روائح الذنوب
» « 2 » .
« خود را با استغفار عطرآگين سازيد تا بوهاى گناهان شما را رسوا نسازد . »
3 - از امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت شده است كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود :
« أربع من كن فيه كان في نور اللَّه الأعظم : من كان عصمة أمره شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وأني رسول اللَّهصلى الله عليه وآله ، و من إذا أصابته مصيبة قال : إِنّا للَّهِ وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، و من إذا أصاب خيراً قال : الحمد للَّه ربّ العالمين ، و من إذا أصاب خطيئة قال : استغفر اللَّهوأتوب إليه » « 3 » .
« چهار چيز است كه در هر كس باشد ، در نور اعظم خداوند قرار مىگيرد :
1 - هركه اساس زندگى او شهادت به يگانگى خدا و رسالت من باشد .
2 - كسى كه اگر مصيبتى به او رسد « انّا للَّه وانّا اليه راجعون » بگويد .
3 - كسى كه اگر خيرى به او رسد « الحمد للَّه ربّ العالمين » بگويد .
4 - و كسى كه اگر خطايى مرتكب شود ، « استغفر اللَّه واتوب اليه » بگويد . »
4 - پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود :
« صاحب اليمين أمير على صاحب الشمال ، فإذا عمل العبد سيّئة قال صاحباليمين لصاحبالشمال :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 86 ، ص 356 ، حديث 1 .
( 2 ) همان ، باب 85 ، حديث 17 .
( 3 ) همان ، حديث 18 .