من خاف الناس لسانه فهو من أهل النار . يا عليّ ، شرّ الناس من أكرمه الناس اتّقاء فحشه وأذى شرّه . يا عليّ ، شرّ الناس من باع آخرته بدنياه وشرّ منه من باع آخرته به دنيا غيره
» « 1 » .
« در وصيّت پيامبرصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام آمده است : اى على ! برترين جهاد اين است كه كسى صبح كند امّا قصد ظلم برهيچكسى را نداشته باشد . اى على ! كسى كه مردم از زبانش مىترسند ، او از اهل آتش است . اى على ! بدترين مردم كسى است كه مردم ازجهت دورى از ناسزاگويى و شرارتش ، احترامش مىكنند . اى على ! بدترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنيايش بفروشد ، و بدتر از آنكسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگران بفروشد . »
13 - عمرو بن نعمان جعفى مىگويد : امام صادقعليه السلام دوستى داشت كه از آنحضرت جدا نمىشد . روزى آن شخص به غلامشگفت : اى فرزند زن بدكاره كجا بودى ؟ امامعليه السلام دستش را بلند كرد و به پيشانىاش زد وفرمود :
« سبحان اللَّه تقذف امّه ، قد كنتُ أرى أنّ لك ورعاً ، فإذا ليس لك ورع .
« سبحان اللَّه ! مادرش را متّهم مىكنى ؟ من فكر مىكردم تو تقوا دارى ولى معلوم مىشود كه پروا وتقوا ندارى . »
گفت : فدايت گردم ! مادر او سندى و مشرك است . حضرت فرمود :
« أمَا علمت أنّ لكلّ امّة نكاحاً ، تنح عنّي » .
فما رأيته يمشي معه حتى فرّق بينهما الموت » « 2 »
« آيا نمىدانى كه هر ملّتى براى خود سنّت ازدواجى دارد . از من دور شو . »
از آن پس نديدم كه امام با آن مرد راه برود تا اينكه مرگ بين آنان جدايى انداخت .
14 - امام باقرعليه السلام فرمود :
« إنّ أسرع الخير ثواباً البرّ ، وإنّ أسرع الشرّ عقوبة البغي ، وكفى بالمرء عيباً أن يبصر من الناس ما يعمى عنه من نفسه ، أو يعيّر الناس بما لا يستطيعتركه ، أو يؤذي جليسه بما لا يعنيه »
« 3 » .
« سريعترين خير از جهت ثواب ، نيكوكارى است و سريعترين شرّ از جهت كيفر ، ظلم و سركشى است ، و كفايت مىكند در عيبانسان كه توجّه كند به آن عيبهايى از مردم كه در خود آنها را ناديده مىگيرد ، و يا خورده بگيرد بر مردم آنچه را كه خودش طاقت ترك آن راندارد ، يا اذيّت كند همنشين خود را به آنچه به وى ربطى ندارد . »
15 - امام صادقعليه السلام از پدرانش نقل مىكند كه در وصيّت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام آمده است :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 71 ، ص 328 ، حديث 11 .
( 2 ) همان ، باب 73 ، ص 330 ، حديث 1 .
( 3 ) همان ، باب 74 ، ص 332 ، حديث 5 .