تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
« لمّا حضر علي بن الحسين‌عليه السلام الوفاة ضمّني إلى صدره ثمّ قال : يا بنيّ ، اوصيك بما أوصاني به أبي حين حضرته الوفاة وبما ذكر أنّ أباه أوصاه به قال : يابنيّ ، إيّاك وظلم من لايجد عليك ناصراً إلّا اللَّه » « 1 » . « وقتى على بن الحسين‌عليه السلام را دم مرگ فرارسيد ، مرا در آغوش گرفت وفرمود : فرزندم ! تو رابه چيزى وصيّت مىكنم كه پدرم در هنگام مرگ مرا به آن وصيّت كرد وگفت : پدرش به او وصيّت كرده است و آن اينكه : پسرم ! بپرهيز ازظلم بر كسى كه در برابر تو هيچ ياورى غير از خدا نمىيابد . » 22 - على بن سالم روايت مىكند كه از امام صادق‌عليه السلام شنيده است كه مىفرمود : « إنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول : وعزّتي وجلالي لا اجيب دعوة مظلوم دعاني في مظلمة ظُلِمها ولأحد عنده مثل تلك المظلمة » « 2 » . « خداوند متعال مىفرمايد : « سوگند به عزّت و جلالم ، اجابت نكنم دعاى مظلومى را كه به او ظلم شده است در حالى كه او نيزمثل همين ظلم را درباره ديگرى روا داشته است . » 23 - پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود : « إنّي لَعَنْتُ سبعاً لعنهم اللَّه ، وكلّ نبي مجاب ، قيل : و من هم يا رسول اللَّه ؟ قال : الزائد في كتاب اللَّه ، والمكذّب به قدر اللَّه ، والمخالف لسنّتي ، والمستحلّ من عترتي ما حرّم اللَّه ، والمسلّط بالجبروت ليعزّ من أذلّ اللَّه ويذلّ من أعزّ اللَّه ، والمستأثر على المسلمين بفيئهم منتحلًا له ، والمحرّم ما أحلّ اللَّه عزّوجلّ » « 3 » . « من هفت كس را لعنت كرده‌ام كه خدا و هر پيامبر اجابت شده نيز آنها را لعنت كرده است . گفته شد يا رسول اللَّه ! آنها كيانند ؟ فرمود : آنكه در كتاب خدا اضافه كند ، آنكه قَدَر خدا را تكذيب نمايد ؟ آنكه با سنّت من مخالفت كند ، آنكه حلال بداند درباره عترت من‌آنچه را كه خدا حرام كرده است ، آنكه از روى زور بر مردم حكومت كند و بخواهد عزيز كند كسى را كه خدا خوارش ساخته ، يا خوار كندكسى را كه خدا عزيزش داشته است ، آنكه سهميّه مسلمين را به خود اختصاص دهد ، و آنكه حرام كند آنچه را خداوند حلال كرده‌است . »

توبه و شرايط آن

شيطان انسان را وسوسه مىكند و او مرتكب گناه مىشود پس اگر اقدام به توبه كرد و از گناه خود قبل از سپرى شدن هفت ساعت ، استغفار نمود ، خداوند هم او را مىبخشد ، ولى توبه هم شرايطى دارد كه مهمترين آنها عبارتنداز : پشيمان شدن از گناه ، تصميم برترك آن ، اصلاح آنچه‌به وسيله گناه تباه شده است ، مانند برگرداندن حقوق مردم ، قضاى واجبات فوت شده و . . .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 77 ، ص 339 ، حديث 6 . ( 2 ) همان ، ص 340 ، حديث 11 . ( 3 ) همان ، ص 341 ، حديث 17 .