10 - لباس را با بخور خوشبو و معطّر كردن .
11 - شانه كردن سر براى زن .
راههاى ثابت شدن اوّل ماه
اصل در ثابت شدن هلال ( رمضان و شوّال ) ، ديدن آن است ، پس زمانى كه هلال در افق آشكارباشد اشكالى وجود نخواهد داشت ، و اگر كسى آن را رؤيت نمود بر او لازم است اوّل ماه رمضان را روزه بگيرد يا اوّل ماه شوّال را افطاركند ، چه اين كه ديگران آن را ديده باشند يا نديده باشند ، و چه اينكه حاكم شرع شهادت او را قبول كند يا ردّ كند .
امّا اگر كسى خودش هلال را نديده باشد در اينجا نشانهها و دلايل شرعى براى ثبوت آن وجود دارد كه در سطور ذيل ذكر مىشود :
اوّل - حكم ولى فقيه است ، و واجب نيست كه مسلمانان از چگونگى حكم او جستجو كنندتا زمانى كه به فقه و عدالت او اعتماد داشته باشند .
دوّم - گواهى بيّنه است ، پس زمانى كه دو شاهد عادل از مردان شهادت دادند كه هلال رابا چشم خود ديدهاند لازم است كه شهادت آن دو را قبول كنى ، چه اينكه مردم آن را قبول كننديا نكنند ، مگر اينكه علّتى براى شك در شهادت ايشان وجود داشته باشد مانند اينكه در توصيف هلال ضدّ و نقيض گويند ، يا آسمانصاف باشد و مردم ماه را جستجو كرده و نيافته باشند كه موجب شك در گواهى آنان بشود ، و مانند آن .
سوم - شياع و شهرتى بين مردم كه موجب علم و يقين بشود پس اگر گروه بزرگى از مردم ادّعا كنند كه ماه را ديدهاند به صورتى كهبراى ما اطمينان حاصل شود كه هلال در افق وجود داشته است كفايت مىكند و در اينجا عدالت ، عدد ، مرد بودن و بلوغ و مانند آنهاشرط نيست .
چهارم - محاسبات ستارهشناسى كه موجب علم و يقين بگردد ، پس اگر آسمان ابرى باشد ومحاسبات نجومى دلالت قطعى داشتهباشد كه هلال در افق وجود دارد به طورى كه اگر آسمان صاف بود ، مردم آن را مىديدند ، وجود هلال ثابت مىشود .
و همچنين است اگر از طريق دستگاههاى پيشرفته ، علم و يقين حاصل شود ( مقصود از علم و يقين آن اطمينانى است كه عُقَلابر خلاف آن اعتنا نمىكنند ) .
امّا محاسباتى كه موجب علم نشود و نيز دستگاههايى كه امكان رؤيت را آشكار نكند ، بلكه فقط وجود هلال را در افق مشخّصكند كفايت نمىنمايد .
گاهى اين محاسبات به تنهايى موجب علم نمىشود ولى مؤيّد نشانه و دليل ديگرى دراين