او مخالفت دارد ، ولى هنگامى كه آنرا از ابعاد گوناگونش بررسى كند و خود به درجهاى و الا از آگاهى نسبت به حقايق زندگى رسيده باشد درمىيابد كه اين حكم متضمّنخير دنيا و آخرت براى اوست ، همچنان كه قرآن وصف كرده :
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ .
« اگر دانا باشيد ، اين كار برايتان بهتر است . »
و از جمله آن خيرها وحدت جامعه اسلامى است ، و هشيارى و رهيابيى كه در امور دين و دنيا از دو خطبه نماز حاصل مىكند ، و همچنين توفيقاتى الهى كه به نماز گزارانى كه دعوت خدا را پاسخ دادهاند اختصاص دارد .
از آنجا كه اسلام به عنوان برنامهاى كامل و فراگير براى ابعاد زندگى انسانى آمده است ، خداوند آن را در اصول و احكامش متوازن ومتعادل ساخته ، به گونهاى كه هيچ بخشى در زندگى انسانبه زيان بخشى ديگر انباشته و ستبر نشود ، پس اسلام برنامه دنيا و آخرت ، دين و سياست ، روان وكالبد است ، و وقتى شخصيّت انسانبا رسيدن به مصالح مشروع از يك سو و التزام به فرايض واجب شده از سويى ديگر كامل مىشود ، دين در كنار و دوشادوش فراخواندنبه التزام واجباتش ، به مراعات مصالح خود نيز فرامىخواند ، و واجبات او را جايگزين مصالح و آرزوهايى كه مردم درپى آناندنمىسازد .
از اين رو مىبينيم كه قرآن در همان حال كه مردم را به شتافتن به نماز جمعه امر مىكند ، بيدرنگ نيز به پراكنده شدن براىپرداختن به امور زندگى طبيعى و رسيدن به مرادها و هدفها ، و دست يافتن به روزى و لقمه زندگانى فرمان مىدهد . وبراستى دعوت بهنماز روز جمعه و تحريم دادوستد بدان هنگام برنامهاى است براى پايه گذارى پراكنده شدن انسان مؤمن در طلب فضل و روزى خدابراساس هدايت ارزشها و ايمان .
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ .
« و چون نماز پايان يافت در زمين پراكنده شويد . »
اين دعوتِ متضمّنِ كوشش براى امور دنيا ما را بدين نكته رهنمون مىشود كه نماز و عبادت جايگزين زندگى طبيعى و اجتماعى ، چنان كه پارهاى از متصوّفه آن را فهميدهاند ، نيست . دين برنامهاى است براى سامان دادن به انسان و رهبرى زندگى ، كه مردم در آن ، فرصتى براى عبادتو برنامهاى براى كوشش و كار مىيابند .
پس از آن كه قرآن موضعگيرى مؤمنان را نسبت به نماز جمعه ترسيم مىكند - كه عبارت است از شتافتن به سوى ذكر خدا و تركدادوستد در وقت آن - سياق قرآنى به نقد پديده توجّه و گرايش به امور دنيا و مقدّم داشتن آن بر نماز مىپردازد كه اشاره به وجودضعف ايمان در
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٩٥