فروع اين مسأله بدين شرح است :
الف - اگر كسى قرائت را از روى سهو ترك كند و بعد از رفتن به ركوع به ياد آورد ، نمازش صحيح است و از باب احتياط ، دوسجدهسهو بجاآورد .
ب - اگر فاتحه را از روى سهو ترك كند و در اثناى تلاوت سوره به ياد آورد ، برگردد ، فاتحه وسپس سوره را بخواند ونمازشصحيح است و همچنين اگر قرائت را كاملًا ياسوره را فراموش كند و در قنوت به ياد آورد ، برگردد وقرائت را انجام دهد و نمازش صحيحاست .
ج - اگر نماز گزار در ركوع يا بعد از ركوع شك كند كه فاتحه يا سوره ياتسبيحات را خوانده است يانه ، به شكّش اعتنا نكند وبهنمازش ادامه دهد وان شاء اللَّه نماز او صحيح است .
2 - واجب است حمد و سوره در نماز از نظر اعراب وتلفظ به طور صحيح و به حسب قرآن موجود ومتداول در بين ما ، قرائتشود ؛ اما آن چيزهايى را كه اهل تجويد و زبان عربى گفتهاند همچون همزه وصل و قطع يا سكون وحركت آخر كلمه يامدّ و مانند آن ، مراعات آنها واجب نيست مگر اينكه در صورت عدم مراعات ، معناى كلمه عوض شود .
3 - اقوا اين است كه مقيد بودن به يكى از قرائتهاى هفتگانه معروف واجب نيست بلكه قرائت به حسب روش زبان عربى وبهشيوهاى كه از زمان نزول قرآن تاكنون در ميان مسلمانان متداول ومتواتر بوده است ، كفايت مىكند . « 1 »
4 - مراعات ترتيب بين آيات حمد و سوره و همچنين بين كلمات و حروف آنها واجب است ، و همچنين واجب است كه موالاتوپى درپى بودن نيز در قرائت مراعات شود . پس اگر در ترتيب وموالات در قرائت ، عمداً اخلال شود نماز باطل مىشود .
5 - براى كسى كه فاتحه ياسوره را حفظ ندارد ، جايز است از روى قرآن بخواند .
6 - بركسى كه قرائت را به نيكى نمىداند ، واجب است آن را بياموزد چنان كه واجب است ساير اجزاى نماز را نيز بياموزد . پس اگرقدرت برآموختن داشته باشد ولى وقت تنگ باشد بنابر احوط اگر امكان دارد ، نماز را به جماعت بخواند . و اگر جماعت امكانندارد ، هرمقدار كه از قرآن مىداند ، بخواند ، و اگر هيچ چيزى از قرآن نمىداند ، به اندازه قرائت فاتحه و سوره ، تسبيح و تكبير وذكرخدا بگويد .
7 - كسى كه به خاطر بيمارى عارض بر زبانش ، قادر بر تلفظ نيست ، در ذهنش بخواند ، اگرچه به واسطه اينكه كلمات يامعانى رادر خاطرش بگذراند ، و احوط اين است كه در عين
هامش
( 1 ) چنين به نظر مىرسد كه قرائتهاى مختلف قرآن ، بيشتر جنبه تحسينى وزيبايى دارد ويابه لهجهها ولحنهاى مختلف مربوط مىشود ، وربطى به اصل وگوهر قرآن ندارد . پس تعدد آنهاهم اشكال ندارد اما قرآن در اصل كلمات خود ، يكى است و از نزد خداى واحد ويگانه نازل شده است و محسّنات ولهجهها دخالتى در گوهر وأصل قرآن ندارند .