3 - نماز تنها در صورتى باطل است كه نمازگزار علم به غصب و تعمّد داشته باشد ، امّا در حالات غفلت يا ندانستن يا فراموشكردن ، نماز - ان شاء اللَّه - صحيح است . امّا كسى كه حكم شرعى ، يعنى حرمت را نمىداند ، بنابر اقوا نماز او صحيح است اگرچه بنابراحتياط واجب ، و به حسب نظر مشهور در باطل بودن نماز در مكان غصبى ، نماز او باطل است مخصوصاً در صورتى كه او جاهل مقصّر باشد .
4 - هر نوع استفادهاى كه عرف جامعه آن را استفاده و تصرّف در چيز غصبى بداند ، بنابر احتياط ، موجب بطلان نماز مىشودمانند :
- نماز در كشتى ، هواپيما و ماشين غصبى .
- نماز در خيمه غصبى يا در زير سقف غصبى ، اگر عرف چنين نمازى را تصرّف در خيمه يا سقف تلقّى كند .
- نماز بر روى سقفى مباح كه زمينش غصبى باشد ، در صورتى كه عرف آن را استفاده از غصب تلقّى كند .
5 - اگر كسى ، مكانى را با پولى بخرد كه زكات يا خمس آن را نداده است ، ظاهر اين است كه معامله صحيح است ، امّا بر مالكلازم است كه زكات يا خمس يا هر حق شرعى ديگرى را كه بر او مىباشد ، از هر مالى كه بخواهد ، پرداخت نمايد . بنابراين نماز همدراين مكان - ان شاء اللَّه - صحيح است .
6 - اگر شخصى بميرد و بر ذمّه او حقوق مردم باقى باشد ، براى ورثه ، قبل از پرداخت حقوق مردم يا ضمانت پرداخت با اذن حاكمشرعى ، هيچگونه تصرّف در ارثيّه حتّى به صورت نماز خواندن در منزلش جايز نيست . و احتمال مىرود كه اگر حقوق مردم ، چيزىاندك و تصميم ورثه هم بر پرداخت آن باشد ، تصرّف جايز باشد . واللَّه العالم .
7 - همچنين براى ورثه جايز است ، در صورتى كه پرداخت حقوق طلبكاران را ضمانت كنند ، در ارثيّه مديون تصرّف كنند يا نمازبخوانند ، هرچند كه بدهكاريهاىاو ، همه تركه را شامل شود .
8 - بدون اجازه صريح مالك يا نشانهاى معتبر نزد عقلا كه دلالت بر موافقت و رضايت او كند ، نماز خواندن در ملك ديگرانجايز نيست .
9 - امّا در اراضى بسيار پهناور مانند زمينهاىواقع در بيابانها وراهها وجادّهها كه معمولًا اجتناباز آنها دشوار است ، نماز در آنهاجايزاست هر چند موافقت يا رضايت مالكبدست نيايد .
آداب مكان نمازگزار
فقها ، شمارى از آداب مربوط به مكان نمازگزار و مكروهات و مستحبّات آن را بر شمردهاند