با شكافتن شكم مادر و بخيه زدن آن پيش از دفن .
10 - در روايات ، مجموعهاى از آداب دفن و بعد از دفن ذكر شده كه شايسته است مؤمنين به آنها تعبّد و التزام داشته باشند و درمقام عمل رعايت نمايند .
احكام قبور
1 - هتك حرمت ميّت جايز نيست ، زيرا حرمت ميّت مؤمن مانند حرمت زنده او است . فقهاى بزرگوار ما فتوا دادهاند كه نبشقبر ميّت حرام است يا بدين جهت كه هتك صاحب قبر حرام است يا بدين دليل كه فلسفه و حكمت دفن اقتضا مىكند كه قبر نبشنشود ، زيرا حكمت دفن اين است كه تغييرات و دگرگونىهايى كه براى انسان بعد از مرگ پيش مىآيد ، مخفى بماند و از پخش شدنبوى بد جلوگيرى شود و اگر نبش قبر جايز باشد ، اين حكمت منتفى مىشود .
2 - برخى از علما از حرمت نبش استثنا كردهاند جائى را كه اداى حقّى توقّف بر نبش داشته باشد مانند اينكه ميّت در زمين غصبىدفن شده باشد ، و يا در كفن غصبى كفن شده باشد و يا اينكه اثبات جرمى بر رؤيت جسد دفن شده توقّف داشته باشد و يا اثبات حقشخص ديگرى بر ديدن جسد متوقّف باشد .
امّا اين نوع حقوق و مانند آن ، در صورتى مقتضى جواز نبش است كه واقعاً مهمتر از حرمت ميّت باشد ولى اگر به عنوان مثالقيمت كفن يا زمين يا آن حق مورد اختلاف بسيار ناچيز باشد ، اصل قسط و عدالت و اصل « لا ضرر ولا ضرار » و حكمحرمت نبش ، ايجاب مىكند كه حق صاحب حق به طريقه ديگرى ادا شود هر چند او راضى هم نباشد ، زيرا رضايت او در صورتىشرط است كه ضررى به ميّت نزند ونبش ، موجب ستم بر ميّت و هتك حرمت او نگرددواللَّه العالم .
3 - بايد مورد ديگرى هم از حرمت نبش استثنا شود و آن اينكه اگر اداى يك حق عمومى متوقّف بر نبش باشد مانند اينكه عبور ومرور وامر ترافيك به گونهاى اختلال پيدا كند كه موجب ضرر و زيان مردم شود و تنها راه حل هم اين باشد كه خيابانى از روىگورستان كشيده شود به اين ترتيب كه اگر اجساد را بعد از نبش قبر از آنجا به جاى ديگر نقل بدهند ، ضرر رفع مىگردد . دراين صورتبعيد نيست كه نبش قبر جايز باشد اگر رفع ضرر ، مهمتر از حرمت اموات بوده و از طريق ديگر امكان نداشته باشد .
4 - در جايى كه ميّت بدون غسل يا كفن ، دفن شده باشد ، نبش قبر را جايز دانستهاند و اين در صورتى است كه موجب ضرر براىكسى نباشد ، امّا اگر به طور مثال پس از چندين روز متوجّه شوند كه بدون غسل يا كفن ، دفن گرديده و نبش قبر باعث بروز و شيوعبيمارى گردد ، و