تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مىشود نظام عادت ماهيانه و اوقات طبيعى آن ، مختلّ شود . همچنين بيماريهاى قلبى ، خونى ، كم خونى ، ضعف غدّه تيروئيد ، نگرانيهاى روانى ، فشارعصبى ، اشباع نشدن غريزه جنسى ، اختلافات زناشويى ، و كارهاى سخت و طاقت فرسا ، همگى از عوامل شمار زيادى از خونريزىهاى زنانه مىباشند . آقاى دكتر محمّد رفعت بعداز بيان عوامل يادشده فوق كه باعث خونريزى رحم مىشود به‌عوامل موضعى ديگر مانند زخم‌ها و پاره شدن بكارت و مانند آن نيز اشاره كرده و افزوده است : انواع باردارى غير طبيعى ( آنچه منجر به سقط جنين مىشود ، يا باردارى خارج رحم ، و يا . . . ) ، آسيبهاى رحم در اصل خلقت ، آسيب ديدن جدار داخلى مهبل در اثر آميزش‌جنسى ، حالات انقلاب و سقوط رحم و تخمدان ، التهابات حادّ و مزمن اعضاى تناسلى زن ، ورمهاى رحم وتخمدان ، زخمهاى هر عضو دستگاه تناسلى و اختلال هرمونها و ترشّحات‌غددى تخمدان ، از عوامل ديگر خونريزى زنانه مىباشد . « 1 » سؤالى كه براى ما مطرح است اين است كه آيا مىتوان اين نوع خونريزيها را استحاضه‌ناميد ؟ البتّه شك نداريم كه خون بكارت ( ناشى از پاره شدن پرده بكارت در شب‌زفاف ) و خون زخم ، در فقه ما استحاضه ناميده نمىشود و احكام آن بر اين دو خون‌جارى نمىگردد . ولى اين سؤال باقى مىماند كه خونريزى رحم كه ناشى از التهابات اعضاى داخلى زن‌مىباشد آيا استحاضه است يا خونى ناشى از زخم ؟ از اطلاق روايات چنين پيداست كه اين‌خون نيز استحاضه است زيرا هر زمان كه منشأ خونريزى رحم باشد ( سبب و عامل‌خونريزى هرچه باشد ) آن خون استحاضه است ، مگر اينكه بدانيم كه منشأ آن غير رحم‌است مانند زخم يا بكارت و مانند آن . به‌ديگر سخن : زن اگر در صحّت و سلامتى كامل باشد ، خون نمىبيند مگر در هنگام عادت ماهيانه خود ، امّا اگر بيمارى پيدا كند ، گاهى بر علاوه‌عادت ماهيانه ، خونريزى ديگرى نيز براى او پديد مىآيد كه در لغت وفقه ، « استحاضه » ، يعنى اضافه و زائد بر حيض ، ناميده مىشود . طبيعت خون استحاضه با خون حيض فرق دارد و هر دو از يك محل خارج نمىشوند و هرخونى كه ما سبب و منشأ آن را ندانيم و براى ما خون حيض يا زخم يا بكارت يا نفاس بودن آن‌هم ثابت نشود ، خون استحاضه محسوب مىشود .

مشخّصات خون استحاضه :

با اينكه خون استحاضه هميشه با يك‌صفت نيست ولى معمولًا با مشخّصات ذيل شناخته
هامش
( 1 ) المرأة ، دكتر محمّد رفعت ، ص 197 - 194 .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 121 | السيد محمد تقي المدرسي