خيلى از خدا نترسيد ! ترس و خشيت ، جاى خودش را دارد ، ولى خدا ارحمالرّاحمين است ؛ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ ؛ با او رفيق بشويد ، رفيقتان مىشود ، همه جا هم هست .
در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده است كه آخرين نفرى كه به دستور خداوند به سوى جهنم برده مىشود ، به طرف محل صدور دستور نگاه مىكند خداوند مىفرمايد : او را برگردانيد ، از او سؤال مىشود : چرا به اين سو نگاه مىكردى ؟ در جواب مىگويد : اى خدا ! گمان من به تو اين گونه نبود . خداوند مىفرمايد : پس گمان تو به من چگونه بود ؟ مىگويد : گمان من اين بود كه مرا بيامرزى و در بهشت جاى دهى . خداوند مىفرمايد : اى ملائكه من ، قسم به عزت وجلالم ، و به نعمتها و والايى و بلندى جايگاهم ، اين بندهى من يك ساعت هم در دنيا به من گمان نيك وحسن ظن نداشت ، و اگر به اندازهى يك ساعت به من گمان نيك داشت او را به آتش جهنم نمىرساندم ، دروغ او را ناديده بگيريد ، و او را وارد بهشت كنيد . « 1 »
/ ب
باب سؤال و مسئلت را بسته نينگاريد !
ما با چنين خدايى طرف هستيم . حال چه انگيزهاى داريم كه اينقدر يأسآلود برخورد كنيم و به حوزهى « يأس » از رحمت خدا درغلْتيم و مرتّب شرط و شروط را زياد كنيم ؟ نه بابا ! خيلى هم ارحمالرّاحمين است .
در قرآن هم كه از جهنّم و عذاب و . . . صحبت شده ، در يكى از آيهها چنين آمده : ذلِكَ يُخَوِّفُاللّه بِهِ عِبادَهُ ؛ « 2 » اين چيزى است كه خداوند با آن بندگانش را مىترساند .
نه اين كه مىگوييم : دروغ است ، راست است ؛ ولى اين هم يك رحمت است . اين هم كه مرتّب به رخ ما مىكشدْ براى اين است كه آدم شويم ؛ تا از او
هامش
( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 67 ، ص 384 ، ( باب الخوف والرجاء ) ح 42 .
( 2 ) - / زمر ، 16 .