بخواهيد همين هدايت را برايتان نگه دارد . اگر نگه داشت و رابطهى شما با خدا خوب شد ، ديگر دنيايى در دل شما ، دنيا ، و آخرتى ، آخرت نيست ؛ يعنى ديگر بهشت هم در چشم شما ، چيزى به نظر نمىآيد . چيز ديگرى مىشويد . آدم بايد به آن لحظه برسد ؛ و آن لحظه يك نظر است . همان خدايى كه يكباره به خورشيد گفت : « خورشيد ! خورشيد شو ! » و شد . به آسمان گفت : « آسمان ! آسمان شو ! » و شد . و به بهشت گفت : « بهشت ! بهشت شو ! » وشد . به من هم بگويد : « آدم شو ! » آدم بشوم !
به هر ترتيب شده از خدا بخواهيم برايمان اين لحظه را مهيّا كند ؛ يك لحظه ، يك نظر ! يك نظرى كه اسْتَوْجِبُ بِها خَيْرَ الدُّنيا وَ الاخِرَةَ ؛ خير دنيا و آخرت در آن باشد ؛ آن خلق جديدى كه خودش بعداً گفت :
فَتَباركَ اللَّهُ احْسَنُ الْخالِقينَ « 1 » . از خدا بخواهيد ، خدا مىتواند .
ولى شيطان همواره به بشر مىگويد : « نگويى ! » چون ، شيطان دشمن ماست و نمىخواهد ما برسيم . مىگويد : « به او نگويى ! بعد برايت خيلى مشكل مىشود . خدا اين كار را براى تو نمىكند ! چرا ؟ چون تو آدم بدى هستى ! »
همواره شيطان آدم را مأيوس مىكند . مرتّب به او مىگويد :
« نگو ! بعداً ! يك وقت ديگر ! » نه ! وقت ديگرى نيست ! همين لحظه ! چه اشكالى دارد ؟ آيا خداوند - سبحانه و تعالى - نمىتواند يك نظرى بكند به طورى كه همهى ما ذاتمان عوض شود ؟ چه اشكالى دارد كه بشود ؟ حتى اين امتحانهايى هم كه خدا مىخواهد بكند ، ضرورى نيستند .
/ ب
در دعا نبايد بخيل باشيم !
ما در شبهاى عيد از خدا عيدى مىخواهيم . ديگر نمىخواهيم هيچ
هامش
( 1 ) - / مؤمنون ، 14 .