تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
من جن و انس را نيافريدم جز براى اين‌كه عبادتم كنند . خلقت جن و انس يك حكمت دارد : انسان از عبوديّت و فرمان‌بردارىِ خواسته‌ها و شهوت هاى خود و ديگران آزاد شود ؛ اوج بگيرد و خداى يكتا را عبادت كند . / صدق الله العظيم ي قرآن كريم ده

نياز ، مقدمّه‌ى شُكر و عبوديّت است

بنابر اينْ خوردن ، هدف نيست ؛ بايد من گرسنه بشوم ، نياز به خوراك پيدا كنم ، دنبال خوراك بروم و با آن سدّ جوع كنم و بعد از بر طرف شدن نياز و آرامش نفس ، اين نكته را به خود يادآورى كنم كه اگر او غذاى مناسب براى من نيافريده بود ، گرسنگى مرا از پا در مىآورْد ، خداوند - سبحانه و تعالى - را شُكر كنم . اگر انسان همواره سير بود به غذا و آب و خواب و . . . نياز نداشت و اگر هميشه سالم بود ، هيچ گاه به « نعمت » شكر دست پيدا نمىكرد و روح عبوديّت در او تقويت نمىشد . گاهى ما از خدا مىخواهيم به ما « پول » دهد . خداوند هم از هر راهى شده آن پول را براى ما مىفرستد . حال كدام يك از اين دو نعمتْ بزرگ‌تر است ؟ پولى كه به دست من آمد ؛ يا اجابت دعاى بنده از سوى خدا ؟ اين‌كه خداوند دعاى مرا اجابت فرمود ، نعمت بزرگترى است . اگر ما در اين مقام قرار بگيريم كه احساس كنيم كه « اوست » كه دارد به ما نعمت مىدهد ، اين خود نعمت بزرگى است . ما از خدا مىخواهيم : خدايا به ما « عافيت » بده ! وقتى همه‌ى نعمت‌ها با هم جمع شود ، اسمش عافيت مىشود . يك كلمه است به جاى ميلياردها كلمه ؛ امّا بعد از عافيت ، نعمت ديگرى هم هست . آن چيست ؟ : الشُّكْرُ عَلَى