مىكند و مىگويد :
« قالَ ربِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِى عاقِرًا » .
او عرض كرد : پروردگارا چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد ، در حالى كه پيرى به سراغ من آمده و همسرم نازا است .
خداوند در جواب زكريا مىفرمايد :
« قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنُ وَقَد خَلَقتُكَ مِن قَبلُ وَلَم تَكُ شَيئاً » « 1 » .
فرمود : ( اين گونه است ؛ پروردگارت گفته اين بر من آسان است ؛ و قبلا تورا آفريدم در حالى كه چيزى نبودى . )
بدينگونه خداوند هر كارى را بخواهد انجام مىدهد .
سپس خداوند مىفرمايد :
« قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّى ايَةً قَالَ ايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النّاسَ ثَلثَةَ أَيَّامٍ الّا رَمْزًا » « 2 »
( زكريا ) گفت : پروردگارا ! نشانهاى براى من قرار ده . گفت : نشانهى تو آن است كه سه روز جز به اشاره و رمز با مردم سخن نخواهى گفت ( و زبان تو ، بدون هيچ علت ظاهرى ، براى گفتگو با مردم از كار مىافتد . )
اين وضعيّت با فضاى حاكم بر آيهى شريفهى « انَّما يُريدُ اللَّه ليُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْت » « 3 » متفاوت است . هر كدام از انبيا را كه در مقابل اهلبيت عليهم السلام قرار مىدهيم و به مقايسه مىنشينيم ، آنگاه معلوم مىشود كه آنها به مرحلهى اعلى نرسيده بودند . به هر تقدير حضرت ابراهيم عليه السلام به رغم اينكه شيخالأنبياست و خيلى مقام والايى دارد ، احساس نياز كرد كه باور قلبى خود را در خصوص زنده شدنِ مُردگان به نحو عينى و عملى مشاهده كند .
هامش
( 1 ) - / آل عمران ، 40 .
( 2 ) - / آل عمران ، 41 .
( 3 ) - / احزاب ، 33 .