آنها حقايق را مسخره كرده بودند و حقايق آنها را هلاك كرد ، و امروز كه مستكبران با غرور قدرت در زمين خود سرى مىكنند ، / 149 و به دانشى كه نزد خود دارند دلخوشند ، و بر دعوتهاى اصلاح كه حاملانش ياران رسالتاند راه مىبندند ، و اعلام خطرهايى پى در پى را كه صاحبان رسالت به عمل مىآورند و ابلاغ مىكنند به مسخره مىگيرند كه سرانجام اين تمدّن بهتر از تمدّنهاى مادّى سابق نيست ، و عاقبت نادانى و خودخواهى ، و ستم و خوشگذرانى ، و بى خبرى ، و مستى مالدارى و غرور زورمندى و تمام صفات پستى كه در زمين پراكنده شده نيستى و نابودى است ، يا به جنگى سوّم كه هيچ چيز را باقى و برپا نمىگذارد ، يا به صاعقهاى كه منشأ آن برخورد ستارهاى به سيارهء ماست ، يا زلزلهاى ويرانگر مانند آن كه بعضى دانشمندان براى غرب امريكا پيش بينى كردهاند يا امثال آن . . .
وقتى تمام اين اعلام خطرها به هدر مىرود ، براستى از سرنوشتى هراس آور مىترسيم و از خداى والاى قدرتمند درخواست مىكنيم كه بر بشريّت رحمت آرد و ما و جهان را به نور اسلام حقيقى راهنمايى كند .
[ 84 ] آنان حقايق را مىدانند ، ولى از سر غرور آنها را انكار مىكنند ، از اين رو مىبينى وقتى عذاب خدا بر آنها نازل مىشود ، به خدا ايمان مىآورند .
«
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ
- و چون عذاب ما را ديدند ، گفتند : به خداى يكتا ايمان آورديم و به آن چيزهايى كه شريك خدا قرار داده بوديم كافر شديم . » اعمّ از سلطان و دارايى و گمراهى .
براستى غرور آنها به توانمندى و توانگرى ، و تعصّب و سرسختى آنان در گمراهيهايشان ، تمام اينها در اين آيه شرك ناميده مىشود كه آنان سرانجام به آنها كفر پيدا مىكنند ، امّا پس از فوت شدن فرصت .
[ 85 ] كفر نسبت به اشباه و نظاير ( مجعول براى خدا ) ، و رد كردن خدايان دروغين ، لازم است كه پيش از نزول بلا باشد تا سودمند افتد ، زيرا دنيا سراى آزمون است و زمان آزمون و امتحان با ديدن عذاب به پايان مىرسد .