است احتمالات ديگرى نيز در اين خصوص ، قابل طرح و گفتگو باشد . امّا آنچه توجّه جدّى مىطلبد ، اين است كه وجود مبارك اهلبيت ( ع ) ، مانند قرآن كريم داراى محكمات و متشابهات است و وظيفهء ما اين است كه به دنبال محكمات اقوال و رفتار آنان باشيم ؛ همانطور كه در خصوص قرآن كريم نيز چنين وظيفهاى
داريم . پىگيرى متشابهات قرآن و عترت و تفكّر دربارهء متشابهات ، نه تنها وظيفه نيست ، بلكه نسبت به برخى از آنها نهى شده است .
به يك تعبير مىتوان گفت : توبهء اهلبيت ( ع ) و علّت آن نيز از متشابهات آن ذوات منوّر است . سيرى در سيرهء معصومين ( ع ) ، به ما مىفهماند كه به صورت جدّى توبه داشتهاند ؛ امّا علّت توبهء آنان را بهطور دقيق و آشكار نمىدانيم ، هرچند احتمالاتى براى آن وجود دارد كه بر خى از آنها بيان شد .
مثلًا در مورد اميرالمؤمنين على ( ع ) ، چنانكه پيش از اين نيز گفتيم ، حالات خاصّى داشتهاند كه راوى ، آن را چنين گزارش و توصيف مىكند :
« فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَي اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَي لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ هُوَ يَقُول : يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّي أَ بِي تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ لَا حَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرِّي غَيْرِي لَاحَاجَةَ لِي فِيكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ » « 1 »
على ( ع ) را در حالى ديدم كه شب ، پردههاى خود را افكنده بود ، و او در محراب ايستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزيده به خود مىپيچيد و محزون
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، حكمت 77