در مورد وفادارى پيامبر اكرم ( ص ) نسبت به حضرت خديجه اين چنين نوشتهاند : سالها پس از وفات خديجه هر گاه يادى از آن بانوى گرامى مىشد ، پيامبر رنگ چهرهى مباركشان تغيير مىكرد تا حدى كه برخى همسران پيامبر ( ص ) حسادت كرده و خطاب به آن حضرت مىگفتند : يا رسولالله ! آخر خديجه يك زن پيرى كه بيشتر نبود ، از دنيا رفت و ديگر نيست ؛ امّا پيامبر ( ص ) اشك در چشمانشان حلقه مىزد و مىفرمودند : دربارهى خديجه چنين قضاوت نكنيد . او زنى باوفا ، فداكار و ايثارگر بود و اوّلين زنى بود كه به اسلام ايمان آورده و اين دين را يارى كرد و اگر حضرت خديجه و ثروت با بركتش نبود ، اسلام به اين سرعت پيشرفت نمىكرد .
در سه سال محاصرهى اقتصادى مسلمانان در شعب ابىطالب ، شخصيت والاى خديجه ( س ) بود كه خود را وقف رسيدگى و دلجويى از مسلمانان مىكرد . اين سه سال چنان براى بانوى گرامى طاقتفرسا بود كه چند روز پس از رهايى مسلمانان از شعب ، خديجه ( س ) از دنيا رفت و پيامبر ( ص ) به سوگ او نشست . « 1 » نكتهى ظريفى كه در خصوص رحلت حضرت خديجه ( س ) نقل كردهاند ، اين است كه خجالت مىكشيد يكى از وصايايش را به همسرش بگويد ، از اين رو به حضرت زهرا ( س ) كه آن زمان دختر كوچكى بود ، گفت : زهرا جان ! من كفن ندارم به پدرت بگو عبايى را كه در هنگام نزول وحى به سر مىكشد كفن من قرار دهد . از اين جمله مىتوان دريافت كه سرمايهى عظيم حضرت خديجه ( س ) در شعبابىطالب به پايان رسيده بود . او كه از تجّار بزرگ
هامش
( 1 ) - ابن هشام ، السيره النبويه ، القسم الاوّل ، ص 416 .