آن حضرت زياد شد و طبق سخن حضرت خديجه ( س ) كمكم تمام ثروت او براى ترويج اسلام و حل مشكلات مسلمين هزينه گرديد . علاوه بر پشتوانهى اقتصادى ثروت حضرت خديجه ( س ) ، خود آن بانوى مكرّمه با فداكارى تمام ، انيس ، مونس و خدمتگذارى به تمام معنا براى پيامبر ( ص ) محسوب مىشد .
گاهى كفّار خانهى پيامبر را سنگباران مىكردند و فداكارى حضرت خديجه ( س ) - در حالىكه رو به پيامبر ( ص ) مىايستاد و پشت به سنگهاى دشمن مىكرد - مانع از اصابت سنگ به آن حضرت مىشد و او را از گزند اذيت و آزار دشمنان رهايى مىبخشيد .
اذيت و آزار دشمنان گاه چنان پيامبر ( ص ) را رنجيده مىساخت كه سر به بيابانها مىنهاد تا شايد از آزار آنان در امان باشد و باز ، اين حضرت خديجه ( س ) بود كه همراه با حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) توشهاى و آب و نانى فراهم نموده و به طرف درّههاى اطراف مكّه حركت مىكردند تا آن حضرت را پيدا كرده و لقمه نانى به او برسانند . ساعتها در بين درهّها در جستجوى او بودند تا اينكه او را مجروح ، گرسنه و تشنه ، كنار تخته سنگى يا زير بوته خارى مىيافتند ، در حالى كه با آن همه شقاوت و بىرحمى آن قوم ، حضرت اين جمله را زير لب زمزمه مىكردند :
« اللّهُمّ اهْدِ قَوْمى فَإنّهُم لايعْلَمُونَ » « 1 »
خدايا قوم مرا هدايت فرما آنان نمىدانند . آنان را بهواسطهى جهالت و نادانى عذاب نكن . خدايا اگر خوشحالى مرا مىخواهى اين نادانان را دانا كن .
فداكارى حضرت خديجه ( س ) و احترامى كه پيامبر ( ص ) براى آن همسر گرامى قائل مىشدند ، بايد سرمشق و الگوى همهى زنان و مردان ما باشد . خوشا به حال هر زن و مردى كه نسبت به هم وفادار و فداكار باشند .
هامش
( 1 ) - سبل الهدى ، ج 7 ، ص 21 ؛ بحارالانوار ، ج 20 ، صص 20 . 21