تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
« يا عَلِي ! لَئِنْ يَهْدِي اللّهُ علي يَدَيكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِما طلعت عليه الشمس وَ غَربَتْ » « 1 » على جان ! اگر بتوانى يك نفر را هدايت كنى ، بهترين خوبى دنيا و آنچه در آن است را به دست آورده‌اى . « 2 » اين سخن ، براى همه‌ى ما داراى پيامى و الا است . از جمله اينكه خوشا به حال كسانى كه در هدايت انسان‌ها مؤثرند . وقتى على ( ع ) را با دعاى خير خود بدرقه فرمود ، از آنجا كه اهل خيبر نيز على ( ع ) را مىشناختند ، همان شجاع خيبر يعنى « مرهب » را به مقابله با آن حضرت راهى ميدان كردند . مرهب از نيروى فوق‌العاده‌اى برخوردار بود . امّا در همان حمله‌ى اوّل به دست توانمند و يدالهى اميرالمؤمنين ( ع ) به درك و اصل و يهوديان به سوى قلعه‌ى خيبر گريختند . امكان نفوذ به قلعه‌ى يهود به ويژه قلعه‌ى خيبر وجود نداشت . اميرالمؤمنين ( ع ) با عنايت حضرت حق از عرض چهار ، پنج مترى خندق پريدند و حلقه‌ى درب سنگين خيبر را گرفته و با تكان دادن ، درب را از جا كنده و بر روى خندق انداختند . رزمندگان اسلام از روى آن در عبور نموده و به داخل قلعه‌ى خيبر نفوذ كردند . بنابراين قلعه‌هاى يهوديان يكى پس از ديگرى سقوط كرد و به تسخير مسلمانان درآمد .

ماجراى فدك

پس از اين جنگ ، غنائم و ثروت‌هاى فراوانى نصيب مسلمانان گرديد . چندين ده و باغات فراوان به دست مسلمانان افتاد كه از جمله‌ى آن‌ها روستاى
هامش
( 1 ) - محمد كلينى ، كافى ، ج 5 ، ص 28 ( 2 ) - در اين باره رجوع كنيد به واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 654 و ابن هشام ، السيره النبويه ، قسمت دوم ، ص 335 و تاريخ يعقوبى ، ج دوم ، ص 56 و ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 12 .