در روايات آمده است : جهنم هفت طبقه دارد ، آخرين طبقه يعنى هفتمين طبقه كه عذابش از طبقات ديگر بيشتر است ، جايگاه منافقان است .
در ابتداى سورهى بقره ، پنج آيه در وصف « مؤمنان » ، دو آيه مربوط به « كافران » و سيزده آيه راجع به « منافقان » سخن به ميان آمده است . اين موضوع بر مهّم بودن قضيهى منافقان دلالت دارد . وجود منافقان در تضعيف و تخريب و نابودى اسلام بسيار خطرناك بوده است و از همان روز اوّل كه پيامبر ( ص ) بناى حكومت اسلامى را در مدينه بنيان نهادند ، با فتنههاى رنگارنگ منافقان مواجه شدند و متأسّفانه بعد هم پيروزى علىالظاهر از آن منافقان بود ؛ تا آنجا كه پس از 10 سال ، علىرغم آن همه سفارشات و تأكيدات پيامبر ( ص ) ، ماجراى « سقيفهى بنىساعده » پيش آمد و از آن صندوق ، نام فردى غير از شخصيت اميرالمؤمنين ( ص ) بيرون آمد . منافقان پيمان شكنى كردند و توصيههاى آن حضرت را جامهى عمل نپوشاندند و آن انتظارى را كه حضرت داشتند ، برآورده نكردند .
منافقان در قرآن
واژهى « منافق » در قرآن چهار معنا دارد .
گروه اول گروهى هستند كه به اسلام عقيده ندارند و تظاهر به اسلام مىكنند كه عمدهى منافقان در زمان پيامبر ( ص ) از اين گروهند و سورهى « منافقون » براى اين گروه نازل شده است كه مىفرمايد :
« إذا جآءَكَ الْمُنفِقُونَ قالوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسولُ اللّهُ وَ اللّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسولُهُ وَ اللّهُ يَشْهَدُ إنَّ الْمُنفِقينَ لَكذِبُونَ » ؛
« 1 »
هامش
( 1 ) - منافقون / 1 : « چون منافقان نزد تو آيند گويند : گواهى مىدهيم كه تو واقعاً پيامبر خدايى . و خدا [ هم ] مىداند تو واقعاً پيامبر او هستى ، و خدا گواهى مىدهد كه مردم دو چهره سخت دروغگويند . »