به خدا قسم ايمان ندارد مگر آن كسى كه در مقابل گفتهى پيامبر ( ص ) تسليم باشد . حتّى اگر به ضرر او هم هست ابراز ناراحتى نكند و در مقابل او تسليم باشد .
در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ إذا قَضَي اللّهُ وَ رَسولُهُ أمْراً أن يَكُوَنَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِنْ أمْرِهِم . . . »
« 1 » هيچ مسلمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و رسول او حكمى كنند ، در مقابل گفتهى خدا و پيامبرش ( ص ) - يعنى در مقابل قرآن و ولايت و حكومت اسلامى - سخنى معترضانه به زبان براند .
از اينرو ، از اساسىترين و مهمترين كارهاى پيامبر ( ص ) تشكيل حكومت اسلامى در مدينه بود و از جمله كارهايى كه آن حضرت براى انجام اين امر انجام دادند ، ايجاد وحدت بين دو طايفهى « اوس » و « خزرج » و تشكيل امّت واحد بود .
در اين راستا پيامبر ( ص ) تلاش فراوانى نمودند حتّى پنج طايفهى يهود ، كه در اطراف مدينه زندگى مىكردند و از نظر قدرت اقتصادى مهم بودند را نيز زير چتر حكومت اسلامى آورند . و بدين ترتيب در مدينه با اعلام حكومت آن حضرت ، هيچكس مخالفت نورزيد ؛ هرچند برخى در دل اعتقاد نداشتند و منافق بودند ، امّا به ظاهر حكومت را پذيرفتند .
هامش
( 1 ) - احزاب / 36 : « و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهندبراى آنان در كارشان اختيارى باشد . . . »