تفسير ادبى
« نور » به آن چيزى گفته مىشود كه توسط آن چيزهاى ديگر ، بر ما مكشوف مىگردد و خود ذاتا براى ما ظاهر و هويداست . وقتى كه نور ، از قبيل « نور شمس » ظاهرى باشد ، همين كلمه « نور » به آن اطلاق مىگردد .
به « عقل » و « علم » هم « نور » گفته مىشود ؛ زيرا با آن دو نيز « معقول » و « مجهول » بر ما ظاهر مىگردند .
خداوند تعالى « نور » است ، زيرا همه چيز توسط او ظاهر و آشكار مىگردد اما او خود ذاتا ظاهر و نمايان است .
« قدوس » صيغه مبالغه است از ماده « قدس » به معناى « تنزيه » و « پيرايش » است ، لذا خداوند - كه از هر عيب و نقصى پيراسته است - « قدوس » است .
« اول » به چيزى گفته مىشود كه بر حسب زمان ، رتبه و عليت پيش از آن چيزى نباشد .
« آخر » به چيزى گفته مىشود كه بر حسب زمان ، رتبه يا بقايش پس از فناى هر چيز ، ديگر چيزى پس از آن نباشد .
خداى تعالى « اول » و « آخر » است نه بر حسب زمان بلكه به معناى رتبه كه انشاءالله توضيح آن خواهد آمد .
نور الهى
الفاظ « نور » و « قدوس » دو اسم از اسماى خداى تعالى هستند و علم براى ذات مقدس حق تعالى مىباشند . البته در اين دعا از قرآن شريف اخذ شدهاند ، همچنان كه خداوند تعالى در اين دو آيه شريفه فرموده است :