؛
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً
« 1 » با آن كه خود ، غذا را دوست داشتند - و مورد نياز خودشان بود - اما آن را به درمانده ، يتيم و اسير مىدهند و اظهار مىدارند كه ما براى خاطر خدا غذا داديم نه آن كه توقع پاداشى يا تشكر و قدردانى ازجانب شما داشته باشيم .
و البته دلالت اين آيه نيز در موردى كه ما در صدد استشهاد بر آن هستيم باز مشكل است .
و بالاخره آن كه از اميرالمؤمنين و على بن الحسين ( ع ) روايت شده است كه :
« ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ لكن وَجَدْتُكَ اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُك ؛ « 2 »
نه از ترس آتشت بندگى ات را پيشه كردم و نه به طمع بهشتت بلكه تو را شايان بندگى ديدم لذا بندگىات پيشه كردم . »
لذا ادعاى اين مقام بى نهايت مشكل است ، مگر براى انبيا ، اوصيا و كسى كه به مقامى رسيده باشد كه دست شيطان به او نرسد . در كلام الهى است :
؛
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 3 » شيطان گفت : پس به عزت و سرافرازىات قسم كه همگى آنها را از راه بيرون مىكنم ، مگر بندگان خالص و برگزيدهات را .
منتها رسيدن به يك چنين مقامى نياز به تحمل مشقت هاى توان فرسا و رياضتهاى دينى و عنايات ويژه الهى دارد .
هامش
( 1 ) . انسان ، آيه 8 و 9 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 186 و 197 و 234 ، ( باب 53 و 54 ) ، ح 1 و 2 و 6 .
( 3 ) . ص ، آيه 82 و 83 .