« مدعوّ له » « 1 » آمرزش تمامى گناهان است و وفور نعمت هاى ظاهرى مثل ، خيرات و روزى گست رده ، و نيز نعمت هاى باطنى از قبيل آمرزش گناهان و پوشش خطاكارىها .
« مدعوٌّ به » « 2 » قضا و قدر حتمى است كه هر دو به قدرت خداوند تعالى و عزت و غلبه او بازگشت مىكنند . با اين تقريب كه قضا و قدر حتمى دلالت بر قدرت ، غلبه و عزت خدا مىكند ، چرا كه قضا و قدر غير حتمى - كه به آن قضا و قدر تعليقى هم گفته مىشود - اگر چه باز بر قدرت ، غلبه و عزّت خداوند تعالى دلالت مىكند ولى تا اراده بنده در آن دخيل نباشد - مثل قضا و قدر حتمى - به وقوع نخواهد پيوست و همين ، دليل بر تعزُّز و تَقهّرُ مطلقه اوست . لذا روايت شده است كه وقتى جنازه اى را ديديد چنين بگوييد :
« هذا ما وَعَدَنا اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسُولُه ، اللّهُمَّ تَعَزّزْتَ بِقُدْرَتِكَ وَ تَقَهَّرْتَ الْعِبادَ بِالْمَوْت ؛ « 3 »
اين همان چيزى است كه خدا و رسولش به ما وعده مىكردند و خدا و رسولش راست مىگفتند . خداوندا ! تو عزيز شدى به واسطه قدرت و به واسطه مرگ ، ما بندگان مقهوريم و تو چيره اى . »
پس در حقيقت « مدعوّ به » همان قدرت و عزت مطلقه خداوند تعالى است .
هامش
( 1 ) . همان هدف دعا است كه دعا كننده به خاطر آن دعا مىكند .
( 2 ) . چيزى كه به وسيله آن خوانده مىشود .
( 3 ) . ر . ك : كافى ، ج 3 ، ص 167 ، ( باب القول عند رؤية الجنازة ) ، ح 3 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 257 .