تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
؛
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا وَ لَا يَخَافُ عُقْبَاهَا
« 1 » ثمود به جهت طغيان گرى نفسشان تكذيب پيشه كردند . آن گاه بدبخت‌ترين آن‌ها از جا برخاست . رسول خدا - صالح - به آن‌ها گفت : اين شتر خداست . كارى با او و چراگاهش نداشته باشيد . آن ها او را دروغ گو پنداشتند و شتر را دنبال كردند - تا بگيرند - . پروردگارشان هم به جهت اين گناهشان مدام بر سر آن ها عذاب فرو ريخت تا آن كه آن ها را با خاك يكسان كرد و از عاقبت كار هم بيمى به دل راه نداد . ؛
كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيداً سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
« 2 » نه اين طور نيست . او نسبت به آيات ما لجاجت مىورزيد . به زودى او را بالا خواهم برد - و جانش را خواهم ربود - چرا كه او انديشه كرد و تقدير نمود مرگ بر او ! چه تقديرى كرد . باز هم مرگ بر او و تقديرش ! بعد نگاهى كرد . بعد رو ترش كرد و باز از نو شروع كرد . بعد پشت كرد و بزرگىِ دروغين ، او را به خود گرفت و گفت : اين يك جادوى نافذى است . و گرنه غير از سخنِ بشر چيز ديگرى نيست . ديرى نخواهد گذشت كه او را در سقر فرو خواهيم افكند . در مجمع البيان آمده است كه اين آيات درباره وليد بن مغيره مخزومى نازل شده و ماجرا از اين قرار بوده است كه :
هامش
( 1 ) . شمس ، آيات 11 - 15 . ( 2 ) . مدثر ، آيات 16 - 26 .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 341 | الشيخ حسين المظاهري