ج ) عاقبت مردم آزارى :
هر كسى كه بر همّ و غمّ مردم بيفزايد آب جوشان و زنجير بر سرش فرود مىآيد . كلام الهى است :
. ؛
هذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ
« 1 » . . . لباس هايى از آتش براى كسانى كه كافر شدند بريده شده و آب جوشان و سوزنده بر سرشان ريخته مىشود ، آن چنان كه پوست و درونشان نيز با آن ، آب مىشود . و براى آنها گرزهايى از آهن است . هرگاه بخواهند از غم و اندوه دوزخ خارج شوند آنها را باز مىگردانند . و - به آنها گفته مىشود - بچشيد عذاب سوزان را .
« قطّعت » يعنى بريده مىشود . « حميم » به معناى آتش سوزان و جوشان است . « يصهر » يعنى ذوب مىكند . « مقامع » جمع « مقمعه » است به معناى « گرزها » .
و ديگر آن كه هر كس زندگى را بر مردم تلخ كند زقوم و حميم را براى خود تهيه ديده است . كلام الهى است :
؛ « 2 » درخت تلخ زقوم خوراك گناه پيشگان است كه مثل فلز گذاخته در دل ها مىجوشد ، جوششى هم چون آب سوزان بگيريد او را و در ميان دوزخ پرتابش كنيد . و سپس آتش جوشان را بر سرش بريزيد . - و به او بگوييد - بچش . اى عزيز گرامى !
هامش
( 1 ) . حج ، آيات 19 - 22 .
( 2 ) . دخان ، آيات 43 - 49 .