تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
الهى سينه اى ده آتش‌افروز * هر آن دل را كه سوزى نيست ، دل نيست
؛ در آن سينه دلى وان دل همه سوز * دل افسرده غير از آب و گِل نيست « 1 »
لذا عاشق كسى است كه عذابِ دردِ جدايى را از عذابِ سوزِ آتش سخت‌تر بداند : فراقِ او نشانى باشد از دوزخ غلط گفتم ، كه دوزخ زان نشان دارد و چنين كسى تن به هر بلايى مىدهد الا درد جدايى :
گر مرا زار به كشتن دهد آن يار عزيز * گويم از بنده مسكين چه گنه صادر شد
تو نگويى كه در آن دم غمِ جانم باشد * كو دل آزرده شد از من غمِ آنم باشد « 2 »
اميرالمؤمنين على ( ع ) هم تاب تحمل عذاب را دارد ولى صبر بر دورى از او نتواند و در اين دنيا بعضى از اوقات او را هيچ گناه و پيامدى نيست مگر دورى از خدا . چرا كه امثال او در اين دنيا در دو حال بوده اند . يكى ، آن حالى كه فرشته نزديكى يافته ( ملك مقرّب ) هم به پاى ايشان نمىرسيد . بنابراين حديث نبوى كه : « لِى مَعَ اللّهِ وَقْتٌ لَايَسَعُهُ مَلَكٌ مُقرّب وَ لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ ؛ « 3 » گاهى اوقات من با خدا در حالى هستم كه نه فرشته نزديكى يافته اى به پايم مىرسد و نه پيامبر مرسل » . ديگرى ، آن حالى كه مىگفت : « كَلِّمينى يا حُمَيْراء ! ؛ عايشه ! با من سخن بگو . »
هامش
( 1 ) . وحشى بافقى ، فرهاد و شيرين « سرآغاز » . ( 2 ) . گلستان ، باب دوم ، در اخلاق درويشان « حكايت ( 13 ) » . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 360 ، ( باب 3 ، إثبات المعراج و معناه و . . . ) ، ح 66 .