نكته ادبى
« مكاره » جمع مكروه و ضد محبوب است به معناى ناگوار .
« انتقام » از ريشه نقمت ، همان مؤاخذه به عقوبت است . لذا نقمت به معناى « عقوبت » است .
« سخط » به معناى ناخوشايندى است .
« مسكين » از ريشه سكون است . در اين جا فقر و ذلت منظور است . درمورد كسى به كار برده مىشود كه هيچ چيزى ندارد لذا حالش از فقير هم بدتر است .
« مستكين » از « كينه » و به معناى اظهار مذلت و « درماندگى » است .
غضب الهى
« مدعو » در اين بخش از دعا سيد قهارى است كه بر بنده گناه كارش خشم گين مىشود و از او انتقام مىگيرد و با او تندى مىكند . عذابش به قدرى دردناك و شديد است كه جهان آفرينش را ياراى تحمل آن نيست . اين عذاب و غضب و انتقام عظيمى است چرا كه از عظيم سرچشمه گرفته و صادر شده است .
« داعى » بنده خوار ناتوان حقير درمانده و بى چارهاى است كه طاقت عذاب و غضب او را ندارد .
به هر حال مستحق آن است كه مورد رحمت قرار گيرد حال يا به خاطر ضعف و عدم تحمل عذاب و يا به خاطر ذلت ، كوچكى ، درماندگى و بى چارگىاش .
« مدعو له » رهايى از آتش و آمرزش و گذشتن از گناهان است .
« مدعو به » هم عبارت از سيادت مولاست : « يا سيدى فكيف لى . . . »