انگيزه آزمايش
امتحان و آزمايشى كه در قرآن و روايات آمده به دو علت است :
يكى به جهت آن كه راست گو از دروغ گو تميز داده شود ، تا معلوم شود چه كسى تلاش گر و مبارز است و چه كسى ترسو و بى خيال ، چه كسى مؤمن است و چه كسى مشرك :
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد « 1 »
ديگر آن كه براى استكمال آدمى لازم است . يعنى كمال انسان به پايمردى در مصيبت ها ، گرفتارى ها و بندگى و همچنين در برابر معصيت است . لذا اگر گرفتارى ها ، عبادت ها و معصيتها نمىبود تقرب معنايى نمىداشت و مسئله اى به نام « كمال انسان » در عقل نمىگنجيد . اگر تمايلات ، وسوسه هاى نفس اماره و شيطان نمىبودند اجتناب و تعديل غرايز و كمال جويى بى معنا مىبود :
ناز پروردِ تنعم نبرد راه به دوست * عاشقى شيوه مردان بلاكش باشد « 2 »
بنابراين مىتوان گفت كه در هستى شرى وجود ندارد بلكه هر چه گمان شود شر است ، ذاتا يا حداقل نسبت به جهان هستى وجود او خير است .
هامش
( 1 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 159
( 2 ) . همان .