« ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ وَ لكِن وَجَدْتُكَ اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ ؛ « 1 »
از ترس آتشت بندگيات نكردم . به طمع بهشت هم بندهات نشدم بلكه تو را سزاوار بندگى يافتم لذا بندگيات را به جان خريدم . »
بنابراين عبادت كردن و ترك معصيت به نيت استفاده بردن در شأن آدمى نيست . لذا در روايات اين قبيل كارها از شؤون مزدوران به شمار آمده است . به همين جهت در روايات فراوانى اعتراف بنده به تقصير در بندگى لازم دانسته شده است .
فضل از امام موسى بن جعفر ( ع ) روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند :
« اكْثِر مِنْ انْ تَقُولُ الّلهُمَّ لاتَجْعَلْنى مِنَ الْمُعارينَ وَلاتُخْرِجْنى مِنَ التَّقْصير ؛ « 2 »
اين دعا را خيلى تكرار كن كه خداوندا ! مرا از كسانى كه دين در نزدشان امانت موقتى است قرار مده ، از حد تقصير هم بيرونم مبر . »
راوى مىگويد : از حضرت سؤال كردم كه « معارين » را شناختم و دانستم كسى است كه دين در نزد او به امانت گذاشته مىشود و سپس از او باز گرفته مىشود ؛ اما معناى « لاتُخْرِجْنى مِنَ التَّقْصير » را ندانستم . حضرت فرمودند :
« كُلُّ عَمَلٍ تُريدُ بِهِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَكُنْ فيهِ مُقَصِّراً عِنْدَ نَفْسِكَ فَانَّ النّاسَ كُلُّهُمْ فى اعْمالِهِمْ فيما بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ مُقَصِّرُونَ الّا مَنْ عَصَمَهُ اللّهَ عَزّوَجَلّ ؛ « 3 »
هر كارى را كه براى خداوند عزوجل مىكنى خود را در آن كار مقصر بدان چرا كه همه مردم در كارهايشان كه بين آنها و خدا هست مقصرند مگر كسى كه خداوند عزوجل او را نگه بدارد . »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 67 ، ص 186 و 197 ، ( باب 52 ، النية و شرائطها و مراتبها و . . . ) ، ح 1 و 2 .
( 2 ) . همان ، ج 68 ، ص 233 ، ( باب 67 ، ترك العجب و الاعتراف بالتقصير ) ، ح 14 .
( 3 ) . وسايل الشيعه ، ج 1 ، ص 96 ، ( باب 22 ، استحباب الاعتراف بالتقصير فى العبادة ) ، ح 227 .