راز تكليف
بحثى نيست كه تكليف از الطاف خداوند تعالى است ، زيرا تكليف متعلق به واجباتى است كه همراه مصالحى باشد ونيز اجتناب از محرماتى است كه قطعا مفاسدى به همراه داشته باشد . همه اينها مربوط به مكلَّف است هر چند كه تكليف از طرف مكلِّف نيز لطف و عنايت و ارشاد است ، چرا كه خداوند تعالى در عين حال كه پرورش دهنده تكوينى است و نعمت هاى ظاهرى و باطنى را بر آفريدگانش فرو ريخته پرورش دهنده تشريعى نيز مىباشد . پس او براى رساندن ما به كمال و سعادت هاى ابدى بر ما تكليف مىكند . همانطور كه تمامى اوامر و نواهى مادر مهربان دانايى به فرزندش جز براى سعادت او نيست تكاليف الهى نيز براى سعادت ماست . لذا خداوند تبارك و تعالى پيامبران كاملى را آفريد كه دانا ، بى گناه و پيراسته از هر عيبى بودند و ايشان را به عقل كامل و صفات حسنه آراست و به تربيت الهى پروريد و سپس با معجزات آشكار و روشنى آنان را به سمت مردم روانه كرد تا مردم را تزكيه كرده و تعليم دهند و همچنين ميانه روى را به پاى دارند . سرانجام ايشان را به مقام لقا و فنا و عبوديت ، و به عبارت ديگر به لذت هاى ابدى ، مادى و معنوى كه از بين رفتنى نبوده و تكرار نمىشوند برسانند .
خداوند تعالى فرموده است :
- ؛
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
« 1 » او كسى است كه در بين درس نخوانده ها فرستاده اى را از بين خود ايشان برگزيد تا نشانه هاى او را برايشان بازگو كرده و ايشان را پاك سازى نمايد و علم كتاب و حكمت را به ايشان بياموزد .
هامش
( 1 ) . جمعه ، آيه 2 .