پيش بيايد . پدر و مادر ، معلم ، مدير و حتى استاد دانشگاه اين طور جوان تحويل جامعه مىدهد . تسلط بر اعصاب خيلى لازم است . به كمك اين ويژگى انسان بايد در گفتار و كردارش متين باشد ، در راه رفتنش متين باشد كه قرآن مىفرمايد : راه رفتنت ، متانت داشته باشد . تند تند و با عجله راه رفتن ، يامتكبرانه راه رفتن هر دو غلط است . با متانت و تسلط بر اعصاب راه رفتن سفارش شده است ؛ ديگر چه رسد به حرف زدن . معمولًا ما در وقت حرف زدن عصبانى هستيم . حرف عادى مىزنيم ، اما مثل اينكه در مقابل دشمن مىخواهيم حرفمان را به كرسى بنشانيم و هرطور شده مىخواهيم با عصبانيت مطلب را اثبات كنيم . در حالى كه اگر تسلط بر اعصاب نباشد ، اصلًا نمىتوانيم حرف بزنيم تا مطلب را اثبات كنيم .
آنها كه شرح صدر دارند و با متانت و تسلط بر اعصاب حرفشان را مىزنند ، علاوه بر اينكه مىتوانند حرفشان را بزنند ، مىتوانند تفهيم و نفوذ كلمه داشته باشند . يكى از امتيازهاى بزرگ پيغمبراكرم همين بود كه تسلط بر اعصاب داشت و در هر حالى متانت خود را حفظ مىكرد . اينكه شما ديديد و شنيديد و خيلى هم بايد روى آن مطالعه كنيد ، آن است كه آن موج در كربلا به ساحل رسيده و تمام شده بود ، اما زينب با تسلط بر اعصاب اين موج را سراسرى كرد . آنجا كه بايد گريه كند ، گريه مىكرد و آنجا كه بايد بچهدارى كند ، بچه دارى مىكرد و آنجا كه بايد حرفش را بزند ، در بازار كوفه خطبه خواند و به امير كوفه ، ثَكِلَتْكَ امُّك گفت و در مقابل يزيد به جاى اينكه بگويد : اميرالمؤمنين ، گفت : اى يزيد و اى ظالم ! اى بىمروت !
تسلط بر اعصاب چگونه بايد پيدا شود ؟ عمده اين است كه غم و غصه در زندگى نباشد . صبر و استقامت و سعهء صدر و مخصوصاً تسلط بر اعصاب از همين جا پيدا مىشود . غم و غصه ، چيز بدى است و همهء ما داريم . معمولًا هم
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٦٨